در مكتب استاد/16

     پرسش: بسياري از واژه هاي فارسي چون ميدان، وزير، و استاد هست كه در بيشتر روزنامه ها و حتي بعضي از كتاب ها  جمع عربي آن يعني ميادين، وزراء و اساتيد را به جاي ميدان ها، وزيران و استادان به كار مي برند در صورتي كه بايد از به كار بردن جمع معرّب آن به كلي چشم بپوشند. نظر استاد در اين مورد چيست؟

     پاسخ: كلمه ي ميدان حتماً فارسي است كه به زبان عربي هم رفته و ميادين جمع بسته اند. دليل اينكه اصل آن فارسي است اين است كه اگر عرب باشد مي بايست از ماده ي« مدن» ساخته باشند كه در عربي به معني ايستادن است و در اين كلمه معني ايستادن نيست و بهترين دليل اين است كه در كتاب هاي لغت رايج عربي مثل المنجد اين كلمه نيست. به علاوه از شكل كلمه ي ميدان پيداست كه فارسي است زيرا كه« دان» در آخر آن مثل دان در خاكدان و آبدان است. در اين صورت قطعاً ترجيح دارد در فارسي اين كلمه را « ميدان ها» جمع ببنديم تا اينكه« ميادين» يعني جمع جعلي عربي را به كار گيريم.

     پرسش: كلمه ي وزير هم همين حال را دارد؟

     پاسخ: البته شكي نيست كه اين كلمه در اصل فارسي بوده و عرب ها از ما گرفته اند. اصل اين كلمه در فارسي« وچير» بوده و حتي به صورت« وچر» هم استعمال شده است.

     اگر عربي بوده باشد مي بايست از ماده ي« وزر» گرفته باشند كه به معني گناه و سنگيني و بار سنگين و قسمت پشت جامه است و اينها هيچ تناسبي با اين كلمه ندارد. و اينكه در زبان عرب از آن مصدر وزارت ساخته اند دليل نيست كه عربي باشد زيرا كه در زبان تازي معمول است هر كلمه اي را كه از زبان بيگانه مي گيرند از آن اشتقاق مي كنند و مصدر جعلي مي سازند چنانكه جمع وزير را هم « اوزار» آورده اند و هم« وزرا» و حتماً در فارسي بايد« وزيران» گفت و دليل ندارد وزرا بگوييم.

     پرسش: در باره ي كلمه ي استاد چه مي فرماييد؟

          پاسخ: استاد هم كلمه اي فارسي است كه اصل آن اوستاد بوده است. اين« د» ها كه بعد از« الف» و حتي بعد از« و» و بعد از« ي» در فارسي هست در اصل در آخر آنها« ذ» بوده است. استاد، استاذ بود؛ خشنود، خشنوذ؛ و خورشيد، خورشيذ. به همين جهت عرب ها كه كلمه ي استاد را از فارسي قديم گرفته اند آن را با« ذ» يعني استاذ تلفظ مي كنند و جمع آن را« اساتيذ و اساتذه» مي آورند. بهترين دليل اينكه آن را از فارسي گرفته اند اين است كه امروز عرب ها آن را در مقام تعارف به جاي« آقا» استعمال مي كنند و نه به معني كسي كه در كاري ورزيده و كاركشته باشد كه معني حقيقي اين كلمه است و در اين صورت در فارسي ما بايد استادان جمع ببنديم و اساتيد و اساتذه را ترك كنيم.

……………………………………………..

     در مكتب استاد، سعيد نفيسي، تهران، موسسه مطبوعاتي عطائي، 1343 خورشيدي، ص 35.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در ادبی ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s