مشایخ و مأذونین بیدختی/5

آقاي حاج محمد نورائي بيدخت

آقای حاج محمد نورائی بیدخت

آقای حاج محمد نورائی بیدخت

 

     آقای حاج محمد نورائی بیدخت فرزند کربلائی ملا اسدالله( خادم الفقرا)، فرزند ملا حسینعلی، فرزند کربلائی محمد علی در تاریخ 10 مهر 1295 در بیدخت گناباد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی را در بیدخت و گناباد به پایان رساند و در تاریخ اول بهمن 1316 با مدرک ششم ابتدائی به عنوان آموزگار در وزارت آموزش و پرورش که در آن زمان وزارت معارف خوانده می شد استخدام و در دبستان جامی بیدخت به خدمت مشغول گردید و پس از سی سال خدمت که بیشتر آن به تدریس در کلاس اول سپری شد، در اول بهمن 1346 به افتخار بازنشستگی نائل آمد.

     آقاي نورائي  در سال 1313 شمسی با نوه ي مرحوم ملاقاسم شورابی* ازدواج كرد که حاصل آن سه فرزند دختر و دو فرزند پسر به نام علی و حسن بود. همسر ایشان در عید فطر سال 1384 قمری مطابق با بهمن 1343 شمسی درگذشت. آقای نورائی در سال 1344 شمسی با صبیه مرحوم حاج حسن صفائی بیدختی ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند دختر و دو فرزند پسر به نام محمود و اسدالله بود.

     آقاي نورائي در جواني در زمان حضرت آقاي صالح عليشاه مشرف به فقر گرديد و بعد از رحلت معظم له، در زمان حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضا علیشاه تجدید عهد نمود. وی علاوه بر تدریس، در اوقات فراغت از فعالیت آموزشی، به کار کشاورزی نیز اشتغال داشت.

      آقای نورائی درسال 1352 شمسی فریضه ی حج تمتع را به جا آورد و در سال 1356 شمسی در خدمت حضرت آقای رضا علیشاه به زیارت عتبات عالیات مشرّف گردید.

     آقای حاج محمد نورائی در تاريخ 25 بهمن ماه 1358  شمسی مطابق 27 ربيع الاول 1400  قمری از طرف حضرت آقای رضا علیشاه به صورت کتبی مجاز در اقامه ی نماز جماعت فقرا در نبود برادر مکرم آقای حاج شیخ محمد ابراهیم کاظمی در بیدخت گردید.

     بعد از رحلت حضرت رضاعليشاه ، در زمان حضرت آقاي حاج علي تابنده محبوب علیشاه تجدید عهد نمود و در تاریخ 15 ربیع الاول 1413 مطابق 22 شهریور 1371 از طرف معظم له اجازه ی اقامه ی جماعت وی تأیید و علاوه بر آن مجاز در تجدید عهد با فقرا نیز گردید.

     آقاي حاج محمد نورائي پس از آنكه موفق به زيارت عمره مفرده گرديد ، در تاريخ 22 فروردين 1374 مصادف با سالروز میلاد حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در بیمارستان قائم مشهد دار فانی را وداع گفت. در هنگام تشییع پیکر وی در بیمارستان قائم، جناب آقای شمس الدین حایری( ارشاد علی) رحمة الله علیه، شیخ بزرگوار سلسله جلیله نعمت اللهی سلطان علیشاهی، شرف حضور داشتند.

    پيكر او پس از تغسيل در بهشت رضا(ع) مشهد و طواف و نماز در حرم حضرت رضا (ع) به بیدخت انتقال یافت و در مقابل ضلع شمالی بقعه در صحن مزار سلطانی در جوار اقطاب بزرگوارش به خاک سپرده شد.

بر روي سنگ قبر وي اين بيت سعدي حك شده است:

              در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم      بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم


…………………………………………………………………………..

*ملا قاسم شورابی

در صفحه 262 کتاب تاریخ و جغرافی گناباد، تألیف حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی، چاپ 1348 می خوانیم:

    دیگر از دراویش بسیار نیک گناباد مرحوم ملا قاسم شورابی بود. او در بیدخت ساکن و عیالش حال جذبه ای داشته که غالباً در اوائل مورد اعتراض او واقع می شده. در موقع مرگ عیال، اینطور به نظرش رسیده بود که سقف خانه شکافته شده وجمع زیادی سفید پوش آمدند. بعداً جناب حاج ملا سلطان محمد[ سلطان علیشاه] از آنجا پائین آمده، بالای سر عیالش با آن جمع نشسته. آنگاه عیالش را به آسمان بردند و در همان موقع عیالش از دنیا رفت. ملا قاسم از مشاهده این امر انقلابی پیدا کرده و همیشه می گفت:« هی آمدند، هی رفتند.» روزی هم در مسجد که چند نفر روضه خوان بالای منبر رفته و ذکر مصیبت نموده بودند، او حرکت کرده به جناب حاج ملا سلطان محمد گفته بود:« جناب آقا، همه ی اینها از گذشته می گویند؛ اجازه دهید من بروم و از مشاهدات و حالات خودم بگویم.» ایشان متغیّر شده فرموده بودند:« عیال تو و خیلی دیگر از سالکان که خیلی بیشتر حال ایمان داشته و از محبت الهی سرمست و سرخوش بودند سکوت داشتند؛ تو چرا ساکت نمی شوی؟» ازآن به بعد، او غالباً سکوت داشت. در تغسیل جسد حاج ملا سلطان محمد نیز او شرکت داشته است.

……………………………………………..

برگرفته( با اندکی تغییر) از کتاب از مجذوب علیشاه کبودرآهنگی تا مجذوب علیشاه گنابادی، شرح زندگی اقطاب، مشایخ و مأذونین سلسله نعمت اللهیه، گردآورنده: مرتضی رحیمی ششده.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شرح حال ارسال شده و با , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای مشایخ و مأذونین بیدختی/5

  1. حسین مهدوی :گفت

    به امید روزی که تمام این مطالب بصورت کتابی در اختیار عموم قرار بگیره.از خواندن این مطالب آدم سیر نمیشه……یاد ایشان گرامی…

  2. مانی بیدختی :گفت

    روحش شا د . ایشان حق زیا دی به گردن اموزش و پرورش بیدخت دارند . شنا سا ندن افراد فرهنگی به نسل جدید یکی از وظا یف همه ماست . موفق باشید .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s