در مکتب استاد/12

     پرسش: با اينكه نود در صد ادبا، نويسندگان و سخنرانان كلمه ي نخست وزير را با فتح« ن» تلفظ مي كنند، چه باعث شده كه از مدتي پيش گويندگان راديو اين كلمه را با ضمّ« ن» تلفظ مي نمايند؟ لابد عقيده دارند كه كه كلمه ي نخست از دو كلمه ي« نو» و« خاست» مركب شده. در اين صورت چرا كلمات« چنين» و« چنان» با ضمّ« چ» و كلمه ي « تهي» را با فتح« ت» تلفظ نمي كنند؟

     پاسخ: اولاً كلمه ي نخست و نخستين را در در كتاب هاي لغت زبان دري به ضم« ن» ضبط كرده اند. در زبان اوستا، زبان پهلوي و زبان پازند اين كلمه به فتح« ن» خوانده مي شود. در اين صورت در زبان امروز به هر دو وجه صحيح است.

     اساساً يك نكته هست و آن اينكه بسياري از كلمات فارسي را به دو وجه و گاهي هم به سه وجه تلفظ كرده اند. مثلاً كلمه ي« چادر». امروز بعضي از فارسي زبانان چادر را به ضم« د» تلفظ مي كنند و بعضي به كسر« د». در شعر همه جا چادر به فتح« د» خوانده مي شود زيرا كه با« سر»،« در» و« بر» قافيه كرده اند. همين طور كلمه ي« دراز» را بعضي به كسر« د» و بعضي به فتح آن مي گويند. نظاير اين كلمات فراوان است مثل« گواه» كه هم به فتح و هم به ضم« گ» تلفظ مي شود. فرهنگ ها با هم اختلاف دارند. يك قاعده ي عمومي براي همه ي زبان ها هست و چون اينگونه اشكالات در زبان هاي ديگر هم پيش آمده است ناچار شده اند اصولي را بپذيرند و آن اين است كه سرمشق تلفظ آن، تلفظ مردم پايتخت هر كشور است و ما هم چاره جز اين نداريم كه براي زبان فارسي، تلفظ مردم تهران را سند بدانيم. و چون عامه ي مردم تهران« نخست» را به فتح« ن» تلفظ مي كنند و از طرفي در فرهنگ ها به ضم ضبط كرده اند مي توان هر دو را پذيرفت. اما كلمه هاي« چنان» و« چنين» چون مخفف« چون آن» و« چون اين» است، درست تر آن است كه با ضم« چ» خوانده شود. كلمه ي« تهي» يعني« به ته رسيده» و به اصطلاح امروز« ته كشيده». در اين مورد هم فرهنگ نويسان ترديد دارند و« تهي» را هم به فتح« ت» و هم به ضم آن ضبط كرده اند.

     ملاحظه مي كنيد كه صحبت در اين زمينه بسيار وسيع است و هيچ رأي قاطعي نمي توان داد و چاره جز اين نيست كه همين تلفظ عامه ي مردم تهران، كه امروز پايتخت كشور ماست و زبان آن ناچار سند و مدرك شده است، ملاك و ميزان قرار داده شود.

…………………………………………..

     در مكتب استاد، سعيد نفيسي، موسسه مطبوعاتي عطائي، تهران، 1343 خورشيدي.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در ادبی ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s