پند و حکمت/13

من ذَاالّذي يُقرضُ الله

قرض در اصل غُرم است و قطع است؛

ومقراض را بدين معني مقراض گويند كه آلتِ بريدن است.

به اين قرض، بريدن دل مي خواهد. كيست كه دل ببرد از آنچه دارد.

دل تو با دنيا پيوسته است؛ و دنيا با دل تو دست درهم زده است.

مقراضي مي بايد از غيرتِ محبت؛ كه دل از دنيا با آن جدا كني.

و نيكو بريدن آن بُوَد كه چنان بِبُرّي به چربدستي و سبكدستي،

كه از دل چيزي در دنيا نياويزد و از دنيا چيزي در دل نياويزد.

كي باشد كه هرچه در عالم چيزي است، همه در خاك كني؛

دل از رهومتِ محدثات پاك كني؛

مفرد و مجرّد روي به حضرت آري؟

                                          احمد سمعانی

*منبع: روح الارواح في شرح اسماءالملك الفتاح، شهاب الدين احمد سمعاني، تصحيح نجيب مايل هروي، انتشارات علمي فرهنگي، تهران، 1368.

……………………………………………….

كيميا ( 1)، دفتري در ادبيات و هنر و عرفان، به اهتمام: دكتر حسين الهي قمشه اي و سيد احمد بهشتي شيرازي، روزنه، تهران،1382، ص 188.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در پند و حکمت ارسال شده و با , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s