اقطاب بیدختی/6( بخش اول)

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده( مجذوب علیشاه) سلّمه الله

حضرت آقای مجذوب علیشاه

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه سلّمه الله

قطب سی و نهم سلسله طریقت شاه نعمت اللهی سلطان علیشاهی گنابادی

     حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده( مجذوب علیشاه)، سومین فرزند حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی( صالح علیشاه)، در تاریخ 21مهر 1306 شمسی( 17ربیع الثانی 1346 قمری) مصادف با سالروز تولد جدّشان، حضرت آقای حاج ملا علی نورعلیشاه گنابادی در خانواده ی علم و عرفان در بیدخت گناباد متولد و » نورعلی» نامیده شدند.

     تعلیم و تربیت اولیه ی ایشان تحت سرپرستی و مراقبت والد بزرگوارشان حضرت آقای صالح علیشاه بود. قرائت کلام الله مجید را در مکتب خانه ی آخوند ملا خداداد خیبرگی و جامع المقدمات را نزد مرحوم حاج شیخ اسماعیل ضیائی فردوسی، ریاست وقت کتابخانه مزار متبرک سلطانی، فرا گرفته و تحصیلات ابتدایی را در دبستان جامی بیدخت شروع کردند. سال ششم ابتدایی را در دبستان امیر معزّی تهران گذراندند. سپس به مشهد مقدس باز گشته و سال اول تحصیلات متوسطه را در دبیرستان فردوسی این شهر سپری  کردند. مجدداً به تهران عزیمت کرده و در دبیرستان های دارالفنون و علمیّه تهران ادامه ی تحصیل داده و در سال 1324 شمسی دیپلم ادبی و سال بعد، دیپلم طبیعی گرفتند. در سال 1327 شمسی در رشته حقوق قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران به کسب مدرک لیسانس( کارشناسی) نائل شدند. همزمان مطالعه و تحقیق در معارف اسلامی، خصوصاً در فقه و اصول، را نزد اساتید فن بالاخص برادر دانشمندشان حضرت حاج سلطانحسین تابنده تلمذ کرده و در کلاس های درس زنده یاد استاد محمود شهابی خراسانی، فقیه بزرگوار استاد سید محمد مشکوة، مجتهد والامقام آیت الله حاج شیخ محمد سنگلجی، شارح حقوق مدنی استاد سید حسن امامی – امام جمعه وقت تهران، حقوقدان برجسته دکتر سید علی شایگان، و حکیم فرزانه استاد جلال همایی رحمت الله علیهم و اساتید دیگر  شرکت نمودند.

     جناب آقای دکتر نورعلی تابنده از علمای بزرگی چون حضرات آیات سیّد عبدالعلی موسوی آیت اللهی، سیّد محمد عزّالدین حسینی زنجانی، سیّد محمد باقر مصطفوی کاشانی، شیخ محمد آصف محسنی دارای اجازات اجتهادی و روایی هستند.

     آن جناب در اسفند 1327 شمسی، با صبیّه ی عموی بزرگوار خود، جناب آقای حاج ابوالقاسم نورنژاد، ازدواج کردند که حاصل آن دو فرزند پسر به نام های هادی و حسینعلی است.

     ایشان ابتدا در وزارت امور خارجه به کار مشغول شده و پس از مدت کوتاهی در سال 1329 شمسی به وزارت دادگستری منتقل و مدت ها عهده دار ریاست اداره سرپرستی دادسراس تهران و متعاقباً مستشاری دادگاه استان تهران گردیدند. مدتی نیز در دادگستری مشهد به کار مشغول بودند. سپس برای ادامه ی تحصیل راهی کشور فرانسه شده و در سال 1336 شمسی به اخذ دانشنامه دکتری حقوق از دانشگاه پاریس نائل گشتند.

     پس از بازگشت به ایران، در همان سال 1336 شمسی به اتفاق والده ی ماجده ی خود به حج تمتع و زیارت مکه ی مکرّمه و مدینه ی منوّره مشرّف گردیدند. آنگاه در مشاغل مختلف قضایی و تدریس در دانشکده های حقوق مشغول شدند. در سال 1347 شمسی با بورس دولت فرانسه عازم این کشور شده و در موسسه بین المللی مدیریت (IIAP) به تحصیل و تحقیق پرداخته و دانشنامه مدیریت قضایی دریافت داشتند.

     بعد از بازنشستگی از خدمات دولتی در سال 1355 شمسی، مدتی به شغل وکالت دادگستری اشتغال داشتند. در دوران انقلاب اسلامی، وکالت غالب روحانیان و دانشجویان مورد تعقیب را افتخاراً می پذیرفتند. بعد از پیروزی انقلاب انقلاب اسلامی چند سال به معاونت وزارت ارشاد، عضویت هیأت امنا و مدیریت سازمان حج و اوقاف و معاونت وزارت دادگستری منصوب گردیده و در مهر 1359 شمسی مجدداً به درخواست شخصی بازنشسته شدند.

    آن جناب در کنار تحصیل علوم دینی و دانشگاهی و تحقیق و تألیف، در سال 1331 شمسی نزد پدر بزرگوارشان قدم به وادی عرفان نهادند و از همان ابتدای سلوک، همواره آثار معنوی فقر محمدی(ص) در گفتار و کردارشان عیان و روحیّه درویشی و تقیّدشان به احکام شریعت و آداب طریقت زبانزد خاص و عام بوده است. به گونه ای که پس از ارتحال حضرت آقای محبوب علیشاه، قطب وقت سلسله، در 27 دی 1375 شمسی، طبق فرمان معظم له مبنی بر جانشینی که در تاریخ 28 مهر 1371 شمسی مکتوب شده بود، با لقب طریقتی مجذوب علیشاه بر مسند ارشاد رهروان طریقت نعمت اللهی سلطان علیشاهی نشستند.

     حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده( مجذوب علیشاه) از بدو قطبیّت همواره اوقات خویش را صرف دستگیری و هدایت طالبان و تربیت سالکان کرده اند. به همین منظور، هفته ای چند بار در مجالس و اجتماعات فقری به شرح کتب عرفانی و بیان لطایف عرفانی و نکات اجتماعی می پردازند.

     ادامه دارد.

………………………………………………………………..

*با استفاده از مجموعه ملخّص گزارشات عرفانی، رساله نور در ترجمان مجذوب، و کتاب رساله حقوق تطبیقی

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شرح حال ارسال شده و با , , , , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s