شعر/6 ترانه هاي خراساني(1)

برخي ترانه هاي خراساني كه كم و بيش در بيدخت هم زمزمه مي شد( و مي شود):

……………………………………….

گلي مايم وگرنه خار بسيار    وفا مايم وگرنه يار بسيار

گلي مايم كه در سايش نشينم    وگرنه سايه ي ديوار بسيار

***

دو چشمونت مرا بي خواب داره   دو گيسويت مرا بي تاب داره

به دور روي تو مي ترسم از زلف    كه عقرب فتنه بر مهتاب داره

***

به قربون كجك هاي بور مي شُم    اگر عاشق نباشم كور مي شم

اگر عاشق نباشم از دل و جون      نصيب عقرب و زنبور مي شم

***

الا دختر كه چشم زاغ داري       سبد در دست و ميل باغ داري

سبد در دست و ميل باغ ما كن     سرم را بشكنم دردش دوا كن

***

الا دختر كه موهاي تو بوره     به حمّوم مي روي راه تو دوره

به حمّوم مي روي زودي بيايي    كه  آتش بر دلم  مثل تنوره

***

الا دختر تو را مايم چه ميگي     چرا با مادر پيرت نميگي

الهي مادر پيرت نميره     عروسي من و تو سر بگيره

…………………………………

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در ادبی, شعر ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s