اقطاب بیدختی/4

حضرت آقاي حاج سلطانحسين تابنده رضاعليشاه

قطب سی و هفتم سلسله ی طریقت نعمت اللهی سلطان علیشاهی( گنابادی)

حضرت آقای رضاعلیشاه

حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه

     حضرت آقاي حاج سلطانحسين تابنده گنابادي، فرزند حضرت آقاي صالح عليشاه، در 28 ذيحجّة الحرام 1322 قمري برابر 25 آبان 1293 شمسي از صبيه ي مرحوم آقاي ملا محمد صدر العلماء ديده به جهان گشود.

     در ايّام طفوليّت، ابتدا به آموختن خواندن و نوشتن نزد مرحوم آخوند ملا خداداد خيبرگي مشغول گرديد. سپس مقدمات زبان عربي را در بيدخت نزد مرحوم آقا ملا محمد رحماني نودهي مشهور به اديب؛ و بعد نزد مرحوم ملا محمد اسماعيل رئيس العلماء؛ و معاني و بيان را نزد مرحوم آقا ملا محمد صدر العلماء؛ و معالم و شرايع و شرح لُمعه و شرح منظومه حكمت و منطق را در محضر مبارك آقاي صالح عليشاه فراگرفت.

     در سال 1310 شمسي به امرپدر بزرگوار براي تكميل تحصيلات به اصفهان مسافرت كرد و در آنجا اشارات و قوانين را نزد مرحوم آقا شيخ محمد گنابادي؛ اسفار را نزد مرحوم آقا شيخ محمود مفيد؛ شرح مكاسب و هندسه و هيئت را نزد آيت الله مرحوم حاج آقا رحيم ارباب؛ فرائد الاصول را نزد آقاي حاج سيد مرتضي خراساني معروف به جارچي؛ و كفاية الاصول را نزد مرحوم آية الله آقاي سيد محمد نجف آبادي فراگرفت و موفق به اخذ اجازه ي روايت گرديد.

     در همان اصفهان، تحصيلات خود را ادامه داد و شرح فصوص و بعض علوم ديگر را نزد مرحوم آقا شيخ اسدالله ايزد گشسب( درويش ناصرعلي) تلمّذ نمود و پس از پنج سال توقف در اصفهان، به تهران عزيمت نموده وارد دانشكده معقول و منقول شد و از آقايان مرحوم عصّار، مرحوم مشكوة، مرحوم آشتياني و ساير اساتيد محترم استفاده ي علمي نمود. ضمناً در دانشسراي عالي مشغول تحصيل گرديد و در سال 1318 خورشيدي موفق به اخذ گواهينامه ي ليسانس( كارشناسي) شد. پس از مدتي توقف در تهران، در سال 1321 خورشيدي به بيدخت مراجعت و در خدمت و ملازمت پدر بزرگوار و استفاضه از محضر انوار و انجام دستورات سلوكي ايشان اقامت نمود.

     در 22 آبان 1324 خورشيدي( هفتم ذيحجّة الحرام 1364) خداوند اولين فرزند ذكور به نام علي را – كه سومين فرزندشان است – به ايشان عنايت نمود. دومين فرزند ذكورشان به نام محمد در9 آذر 1333 خورشيدي( سوم ربيع الثاني 1374) متولد شد.

     در سال 1324 خورشيدي( 1364 قمري) به عزم زيارت عتبات عاليات حركت كرده و به آستانه بوسي اعتاب مقدسه ي عراق مشرّف گرديد و در ضمن به ملاقات علماي اعلام و حجج اسلام و مراجع تقليد از قبيل آية الله مرحوم آقاي سيّد ابوالحسن اصفهاني و آيات الله آقايان حاج آقا حسين قمي، حاج شيخ عبدالكريم زنجاني، سيد سيّد هبة الدين شهرستاني، حاج شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء موفق و مورد احترام آنان واقع گرديد. در سفر بعدي به عتبات عاليات، در سال 1368 قمري، در نجف اشرف آز آية الله مرحوم آل كاشف الغطاء به اجازه ي اجتهاد نائل گرديد.

         در اثناي سير آفاقي و كسب معارف علمي، ايشان تحت تربيت و مراقبت پدر عاليمقدار، به رياضت و مجاهده و تزكيه ي نفس و تصفيه ي قلب مشغول شد و پس از خالص شدن از كدورت نفسانيّه و سير كامل مراتب سلوك، در شعبان 1369 قمري به اخذ اجازه ي امامت جماعت و تلقين اذكار و اوراد لساني از طرف پدر بزرگوار موفق شده و در يازدهم ذي القعده ي همان سال، به ارشاد عباد و دستگيري طالبين با لقب رضاعلي مفتخر گرديد. فرمان جانشيني ايشان نيز با لقب رضاعليشاه در ذيقعده ي سال 1379 قمري از جانب پدر و مرشد بزرگوارش صادر شد.

     در سال 1369 قمري( 1329 خورشيدي) عازم مكه ي مكرّمه شد و پس از انجام مناسك حج و زيارت روضه ي منوّره ي نبوي و قبور متبرّكه ي ائمّه ي اربعه عليهم السلام و مقابر ديگر بزرگان در بقيع، به طرف سوريه و لبنان حركت فرمود و از آنجا به مصر و اردن و فلسطين رفت و پس از تشرّف به بيت المقدس و ساير اماكن مقدسه و گردش در شهرهاي معروف لبنان مثل بعلبك، طرابلس و شهرهاي ديگر،رهسپار عَمّان شده و از آنجا به سوي عراق حركت فرمود و پس از درك زيارت اعتاب مقدسه و ملاقات مراجع تقليد، به ايران مراجعت فرمود.

    در سال 1342 خورشيدي( 1382 قمري) نيز بر حسب اجازه پدر بزرگوار، به مكه ي معظمه مشرف شد و پس از انجام مناسك حج تمتع و زيارت روضه ي منوّره ي نبوي و ائمه ي مدفون در بقيع وحرم مطهر حضرت زينب عليها سلام در دمشق، و ديدار از اردن و لبنان، در محرم 1383 قمري به تهران مراجعت فرمود. مكرر هم به زيارت مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه السّلام مشرّف مي شد و به خدمت در كشيك سوم آستان مَلَك پاسبان رضوي مفتخر بود.

     پس از رحلت حضرت آقاي صالح عليشاه( 9 ربيع الثاني 1386 برابر 6 مرداد 1345 خورشيدي)، به موجب فرمان و وصيّت، مسند ارشاد و هدايت و پيشوايي سلسله ي جليله ي نعمت اللهي سلطان عليشاهي به عهده ي حضرت آقاي رضاعليشاه قرار گرفت و ايشان ضمن انجام امور فقرا و ارشاد طالبين و دستگيري مشتاقين، به امور كشاورزي، تكميل و توسعه ي صحن هاي مزار متبرك مرحوم آقاي سلطان عليشاه، آباداني محل، و حفر و تنقيه ي قنوات اهتمام داشت و در صحن كوثر مزار سلطاني – به هزينه ي خود و براي پذيرايي وافدين و زائرين – مهمانسرايي بنا نمود و محلي از خود براي تأمين هزينه ي پذيرايي معيّن كرد.

     معمول آن جناب در بيدخت اين بود كه عصرها در صحن مزار سلطاني به تدريس تفسير شريف بيان السّعاده، تأليف حضرت آقاي سلطان عليشاه، مي پرداخت و در ضمن آن، به مناسبت، نصايح و دستورات مذهبي و اخلاقي و مواعظ لازمه ذكر مي نمود. شب هاي جمعه هم بعد از اداي فريضه ي مغرب و عشا، رساله صالحيّه، تأليف حضرت آقاي نورعليشاه ثاني را شرح مي داد.

     تأليفات و تصنيفات آن حضرت:

     1 – تجلّي حقيقت در اسرار فاجعه كربلا؛     2 – رساله خواب مغناطيسي، ضميمه كتاب تنبيه النّائمين     3 – شرح حال خواجه عبدالله انصاري؛     4 – ترجمه ي دعاي ابو حمزه ثمالي؛    5 – فلسفه فلوطين رومي؛     6 – نابغه علم و عرفان؛     7 – فلسفه ابن رشد و ترجمه ي كتاب » الكشف عن مناهج الادلّة في عقايد الملّة( چاپ نشده)؛     8 – سير تكاملي و حركت جوهريّه( چاپ نشده)؛

9 – تاريخ و جغرافياي گناباد؛     10 – يادداشت هاي سفر به ممالك عربي؛     11 – خاطرات سفر حج؛     12 – گردش در افغانستان و پاكستان؛     13 – يادداشت هاي سفر از گناباد به ژنو؛     14 – رساله رفع شبهات؛     15 – رهنماي سعادت؛     16 – نظر مذهبي به اعلاميه حقوق بشر( به فارسي و انگليسي چاپ شده)؛     17 – ده سخنراني؛     18 – قرآن مجيد و سه داستان اسرارآميز عرفاني؛

19 – سه گوهر تابناك از درياي پر فيض كلام الهي؛     20 – التاريخ المختصر في احوال المعصومين الاربعة عشر؛     21 – چهل گوهر تابنده ( مجموعه سخنراني).

     حضرت آفاي رضا عليشاه در سحرگاه 18 شهريور 1371 خورشيدي برابر يازدهم ربيع الاول 1413 قمري دار فاني را وداع گفت و به ملكوت اعلي پيوست. پيكر مطهرش در بقعه ي مزار سلطاني بيدخت، در جوار پدر و جد بزرگوارش به خاك سپرده شد. جانشين منصوص ايشان، فرزند ارشد ذكورشان، حضرت آقاي حاج علي تابنده( محبوب عليشاه) بود.

  • براي مطالعه ي شرح حال مفصّل حضرت آقاي رضا عليشاه، رجوع شود به كتاب خورشيد تابنده، تأليف حضرت آقاي حاج علي تابنده( محبوب عليشاه).

………………………………………………………………..

     برگرفته ازكتاب رهبران طريقت و عرفان، نگارش حاج ميرزا محمد باقر سلطاني گنابادي.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شرح حال ارسال شده و با , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s