بیدخت در وبلاگ های دیگر/2

گریوان GERIVAN

بیدخت   یا هو
بیدخت را در چندمرحله قبلا دیده ام .در هربار دیدن مقبره دراویش گنابادی وحوض آب انبارهایش برایم جالب بوده اند. یخدانها وآب انبارهاازوسایلی هستند که مردم منطق گرم برای جمع آوری آب در فصل سرما وذخیره برای تابستان از آنها استفاده می کرده اند.
مقبره حضرات آقایان از سلسله شاه نعمت الهی درمرکز باغی است که در طرفین  آن اطاقهایی برای مسافرین  ساخته شده است .کتابخانه سلطانی از کتابخانه های قدیمی استان در ضلع غربی مقبره واقع است .در ضلع شمالی مقبره تعدادی گورافردعادی ومرید دیده می می شود.غیراز آمد وشدافرادی با ظاهر درویش مسلک ؛افرادعادی هم بدانجا رفت وآمد کرده وباچایی پذیرایی می شوند.درهربار باافرادی برخوردکرده ام که بااعتماد به نفس کامل از راه ومسلک خود دفاع می کرده اند.افرادکشاورزوکارگر محلی ؛زوارومرید از نقاط دیگر؛همه به تمام اعمال دینی مسلط واسامی وبیوگرافی سلسله شاه نعمت الهی سلطانعلی شاهی گنابادی را از حفظ بیان می کنند.خیلی از مردم بیدخت وروستاهای اطراف از مریدان سلطان علیشاه گنابادی می باشند.این سلسله بیش از جاهای دیگر درگنابادمنتقد ومخالف دارد.بطورکل تصوف بافرقه وسلسله های متعددطرفداران ومخالفین متعصبی دارند.
حاج شیخ بصیری به مزاح وبا اشاره به ضرب المثل کورااسمشون چراغعلی وکلازلف علی اشاره داشته ودر مورد نامش گفت: من که ازظاهر وباطن نابینایم فامیل بصیری را برای خود انتخاب کرده ام .اوحافظ کل قرآن است وبعضی علوم اسلامی واشعار و…را بدون اینکه خوانده باشد از حفظ بیان می کند.به گفته خودش دریک سالگی براثر استفاده دارویی محلی برای درمان سودا ونفوذ آن به چشمهایش نابینا شده است.هیچ خاطره ودرکی از رنگها ندارد. اظهار می دارندتمام قرآن ومطالب دیگر را اساتیدخوانده ومن حفظ کرده ام .خودرا یادگار صالح علیشاه می داند.درموردمسلک درویشی می فرمایند: ماشیعه دوازده امامی هستیم.به حج می رویم.برای امام حسین (ع)عزاداری می کنیم. و… البته مخالفتهایی با ما می شود ولی ما به خدامتکی هستیم.
در جایی  جمله ای به این مضمون دیدم : «برای رسیدن به خدا به تعداد انسانهای روی زمین راه وجود دارد.»
غیراز مواردی که به وقت ناراحتی حرفی بی تعقل ؛ کسی به کسی نسبت می دهد؛کمتر می شود بنده ای از بندگان خدارا متهم به اعمال ورفتار نادیده از اوکرد؟.با چه ابزاری تمام اعمال ورفتار فردی را می توان سیاه وحتی کاملا سفید دید.
کسی  به ماه مبارک شارب وروی خود به غذا آلوده می کرد ودر میان بندگان می گشت ؛به واسطه ظاهرش ازعوام زخم می خورد ورو به معشوقش  می گفت :ای خدامی بینی که بندگانت از روی  ظاهر چه کارها می کنند.
شیخ ابوالحس خرقانی فرموده اند: هرکس که در این سرا در آیدنانش دهید واز ایمانش (ویا از نامش )مپرسید. چه آن کس که به درگاه باری تعالی به جان ارزد؛ البته برخوان بوالحسن به نان ارزد.
این پراکنده گویی از آن سسب آمد که ضمن دوری از هرشائبه ای اعلام کنیم که هرآنکه را اوجان داده سزد که تسبیح ذات حق  گوید(به هرشیوه وزبان که باشد) وتسبیح گویان را احترام کند.
همه این راههاوماندن ها بهانه بود تا طبیعت رابنگریم.
یاعلی گفتیم وعشق آغاز شد+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386.

http://gerivan.blogfa.com/post-251.aspx

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در فرهنگی ارسال شده و با , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s