اقطاب بیدختی/3

حضرت آقای صالح علیشاه

حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی( صالح علیشاه)

حضرت آقای صالح علیشاه

(قطب سی و ششم سلسله ی طریقت شاه نعمت اللهی سلطان علیشاهی گنابادی)

     حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی، ملقب به لقب طریقتی صالح علیشاه، فرزند و جانشین حضرت آقای حاج ملا علی نورعلیشاه ثانی و نوه ی حضرت آقای حاج ملا سلطان محمد بیدختی سلطان علیشاه است. تولدش هشتم ذی الحجّه 1308 و مولدش بیدخت گناباد بوده است. تا حلول 1327 قمری که جدّ بزرگوارش حیات داشت، در تحت تربیت پدر و جدّ خود در بیدخت مشغول تحصیل علوم بود. پس از شهادت جدّ بزرگوارش، طولی نکشید که به اغوای اعدای خارجی و راهنمایی دشمنان داخلی فقر و درویشی، مردی یاغی و راهزنی طاغی به نام سالار خان بلوچ به گناباد آمده، غفلتاً بیدخت، مرکز عرفان، را مورد یغما و چپاول قرار داد و جناب نورعلیشاه، پدر بزرگوار آقای صالح علیشاه، را با تمام اقوام و اصحاب زندانی نمود. جنابش که در این موقع در دسترس دشمنان و غارتگران قرار نداشت، بر حسب امر پدر، شبانه با لباس مبدّل به طرف تهران عزیمت کرد. پس از آنکه بر اثر اقدامات ایشان و سایر فقرا و دوستان، جناب نورعلیشاه از چنگ دشمنان آزاد شده و به تهران آمد، پدر و پسر به دیدار هم مشعوف گردیدند. سپس جنابش در رکاب پدر به اصفهان مسافرت نموده و به امر پدر برای تحصیل علوم در مدرسه صدر اصفهان، به اتفاق نگارنده ی این سطور[ حاج محمد باقر سلطانی]، در این شهر مسکن گزید و مدتی در محضر درس اساتید بزرگی چون آخوند ملا محمد کاشی و جهانگیر خان قشقایی و سایر مدرّسان آن دیار به تحصیل علوم منقول و معقول مشغول بود. تا اینکه پدر بزرگوارش وی را به تهران فرا خواند و در شعبان 1328 قمری به وی اجازه ی امامت جماعت و تلقین اذکار لسانی مرحمت فرمود. پس از آن، در ربیع الثّانی 1329 قمری، از طرف پدر به دستگیری و ارشاد عباد مأمور شده و به لقب صالح علیشاه ملقب و مفتخر گردید. در رمضان 1330، حضرت نورعلیشاه فرمان جانشینی و خلافت حضرت صالح علیشاه را صادر فرمود و ایشان در همان سال به زیارت بیت الله الحرام مشرّف  گردید.

     دو سال بعد از این سفر، جنگ جهانی اول دنیا را دچار بی نظمی و اختلال کرد. در گناباد هم که  مدتی بود امنیت و آرامش داشت، اغتشاش و عدم امنیت حکمفرما شد. لذا جناب نورعلیشاه ثانی فرزند برومند خود را برای حفاظت و رسیدگی به امور جاریه در بیدخت گذاشته و خود به تهران مسافرت کرد و از تهران به قصد دیدن فقرای کاشان، عازم آن دیار شد. اما در کاشان به دست دشمنان مسموم شده و در 15 ربیع الاول 1337 قمری چشم از جهان فروبست و چنانکه گفته شد، مسند فقر و امور فقرا را به فرزند خود، آقای صالح علیشاه، سپرد.

     جناب صالح علیشاه در سال 1338 قمری به عتبات عالیات مشرّف گردید. سپس به خانقاه خود در بیدخت مراجعت نمود. در سال 1342قمری، به تهران سفر کرده و بعد از چهل روز، به وطن بازگشت. در سال 1373 قمری، کسالتی عارض آن جناب گردید و ایشان اجباراً به منظور معالجه به تهران و از آنجا به ژنو( سویس) رهسپار گردید. این سفر سه ماه به طول انجامید. ایشان در سال 1375 قمری به عتبات عالیات مشرّف شد و در رجب 1380 به انجام حج عمره و زیارت مرقد منوّر حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه نائل آمد. پس از آن غالباً دچار ضعف مزاج و عوارض جسمانی بود تا اینکه شب پنجشنبه 9 ربیع الاول 1386 قمری( 6 مرداد 1345 شمسی)، هنگام شروع اذان صبح، داعی حق را اجابت و روح پر فتوحش به مقرّ اصلی پرواز و عموم فقرا را عزادار نمود. پیکر پاکش در بقعه ی مزار متبرک سلطانی بیدخت، در کنار مرقد جدّ بزرگوارش حضرت سلطان علیشاه، به خاک سپرده شد.

     حضرتش در تمام مدت حیات به امور کشاورزی اشتغال داشت و بر آبادی و عمران املاک و مزارع و حفر قنوات و ایجاد باغات همّت می گماشت. مخصوصاً در توسعه و بسط عمارات و صحن های مزار جدّ بزرگوارش، حضرت سلطان علیشاه، جدّی وافی و سعی کافی مبذول می داشت. از جمله برای تأمین آب مزار به حفر قناتی مشغول شد و پس از چند سال کار مداوم، سرانجام آب رشته قنات موسوم به صالح آباد در صحن کوثر مزار سلطانی جریان یافت. این قنات همچنان به قوّت خود باقی است و مزارع و باغات کشتمان صالح آباد و قسمتی از کشتمان بیدخت را آبیاری می کند.

     اوقات شریف حضرت آقای صالح علیشاه قبل از ظهر به رسیدگی به امور زراعتی و ملاقات فقرا و واردین؛ و عصرها به دادن درس از تفسیر شریف بیان السّعادة، تألیف جناب سلطان علیشاه، می گذشت. حضرتش در ذیقعده 1379 با صدور فرمانی فرزند ارجمندش، جناب حاج سلطانحسین تابنده، را به خلافت و جانشینی خود تعیین و به لقب رضاعلیشاه ملقب فرمود.

     مهمترین اثر مکتوب برجای مانده از حضرت آقای صالح علیشاه رساله شریفه پند صالح است که راهنمای عموم سالکان و پویندگان عرصه ی عرفان و تصوف است.

     جنابش هنگام رحلت هفت فرزند ذکور و یک دختر( همسر مرحوم حاج سلطان ابراهیم سلطانی بیدختی)داشت. پسران ایشان عبارت بودند ازآقایان: حاج سلطانحسین تابنده( رضاعلیشاه)، دکتر محب الله آزاده، دکتر نورعلی تابنده( مجذوب علیشاه)، دکتر نعمت الله تابنده، مهندس نصرالله تابنده، مهندس شکرالله تابنده، و مهندس محمود تابنده.

 

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شرح حال ارسال شده و با , , , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s