خانقاهی در کویر/4

به خانقاه باز آمد
پس از مرحوم سلطان محمد، فرزندش ملا علی معروف به نورعلی شاه، بر مسند ارشاد و هدایت سالکان طریق قرار گرفت. او سال ها در ایام حیات پدر به سیر و سیاحت پرداخت و سپس به گناباد باز گشت. مرحوم سرائی ، شاعر بیرجندی، در بازگشت او در حضور پدرش گفته است:
فرزند جناب تو که ممتاز آمد چندی پی مقصد به تک و تاز آمد
چون دید که مقصود توئی در همه جا برگشت و به خانقاه خود باز آمد
خانقاه و منزل آنها در گناباد چند بار مورد هجوم مهاجمان – از جمله بلوچ ها، و کاشی ها، و حتی روس ها در ایام جنگ بین الملل اول قرار گرفته، چنان که «در رمضان 1333 هجری قمری/ ژوئیۀ 1915 میلادی – ایام جنگ بین الملل اول – قزاقان روس به منزل ایشان ریخته و مرحوم نورعلی شاه به طرف تربت حیدریه حرکت دادند». و این به توهّم تهمت همراهی با آلمان ها بوده است.
مدتی بعد، ناچار سفری به سلطان آباد(اراک) و کاشان کرد؛ و در آن حوالی مسموم شد. و در بازگشت به طهران، در حوالی کهریزک، در گذشت ( 15 ربیع الاول 1337/ 20 دسامبر 1918). جنازۀ ایشان به شهر ری حمل و در مزار – مقبرۀ سعادتعلی شاه اصفهانی – نزدیک به امامزاده حمزه، دفن گردید.
چاهی به آب برسان
خانقاه بیدخت را پس از مرحوم نورعلی شاه، فرزندش، مرحوم شیخ محمد حسن، اداره کرد. او مدتی در اصفهان در مدرسۀ صدر متوقف بود و مکتب استادانی مثل آخوند ملا محمد کاشی و جهانگیر خان قشقائی را دریافت. بعداً از جانب پدر اجازۀ امامت جماعت و تلقین ذکر دریافت و عنوان صالح علی شاه گرفت.
دکترین مرحوم صالح علی شاه دکترین همۀ عرفای اطراف کویر است: کشف و استخراج و حفظ آب، کشت و زرع و تهیۀ رزق مخلوق، و عبادت خالق. او تمام مدت حیات را به امور کشاورزی اشتغال داشت و به آبادی و عمران املاک و مزارع و حفر قنوات و ایجاد باغ ها همت می گماشت؛ هر درختی که در بیدخت می کاشت، یک سکۀ کوچک نقره در پای آن درخت خاک می کرد و سپس به دست خود بر ریشۀ آن خاک می ریخت.
قنات صالح آباد، که در صحن کوثر مظهر می شود نتیجۀ همت اوست. از سخنان اوست که:«زمین خدا را، هر جا بکنی، به آب خواهد رسید. مهم این است که بخواهی چاهی را به آب برسانی».
در اواخر عمر بیمار شد. به سال 1333 شمسی/ 1954 میلادی برای معالجه به سویس رفت و در بازگشت از سویس مدتی را در تهران متوقف بود
……………………………………………………….
بارگاه خانقاه در کویر هفت کاسه، دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، نشر علم، تهران، 1384.
.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در تاریخی ارسال شده و با , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s