خانقاهی در کویر/3

مزار سلطاني بيدخت، گناباد

نمای جنوبی مزار سلطانی بیدخت، گناباد( اوائل دهه 1340 خورشیدی)

تخم بپاش و آب بده

     مرحوم سلطان محمد در طب گیاهی وارد بود و از اطراف دهات، بیماران به او مراجعه می کردند. او بیماران را به بیرونی برده، دعا و غذا به آنها می رساند. و غالباً بیماران را به یک نسخه معالجه می کرد. عصرها هم مجلس درس و تفسیر قرآن داشت.

     مریدان و دوستان و علاقمندان زیاد شدند. البته دشمنانی هم داشت. در سحرگاه شنبه 26 ربیع الاول 1327 هجری/18 آوریل 1909 میلادی، در باغچۀ وصل به منزل، مشغول وضو گرفتن بود که جمعی به او حمله کرده، او را به قتل رساندند.

     کتب قابل توجهی که از مرحوم سلطان علی شاه باقی مانده عبارت است از: حاشیه بر اسفار، سعادت نامه، مجمع السعادات، ولایت نامه، و بالاخره تفسیر قرآن او،« بیان السعاده»، که از همه معروف تر است. دکترین این مرد – که اصل اقتصادی روستاست – در عباراتی خلاصه می شود که مرحوم ایزد گشسب از قول سلطان محمد گنابادی آورده است:

     «… فقیر نباید به این خیال باشد که در منزل بنشیند و دست از کار بکشد. بلکه باید کار کند، و حرکت مذبوح داشته باشد – و حرکت مذبوح این است که: زمین حاضر، و آب حاضر، و تخم حاضر، و گاو حاضر؛ تو باید شیار کنی و تخم بپاشی و آب بدهی؛ بقیه را از خدا بدانی».

     این همان حرفی است که صوفیان قبل از او نیز زده اند؛ که تأمین آذوقۀ خلق خدا بزرگ ترین ثواب است؛ در عین حال که حفظ محیط زیست را نیز شامل می شود. اولیای صوفیۀ نقشبندیۀ بخارا همیشه می فرمودند که« وجوه مکاسب دهقانی و باغبانی، اقرب است به حلّیت – در این زمان – از تجارت».

     و این توصیه ای است که در همۀ خانقاه های کویری بدان عمل می شده است – در کمال امانت، و دقت.

     نمونۀ دیگر، در باب خانقاه تایبادی نوشته اند:

     «… بعضی درویشان، به جهت معاش خاصۀ مولانا شیخ الاسلام، در دیمه زار زراعتی نمودی. بعضی اوقات صد خروار، و هشتاد خروار حاصل می شدی؛ خرح معاش مولانا شیخ الاسلام فرارسیدی؛ که اگر برکت و عنایت حق تعالی نبودی، کم روزی واقع شدی؛ که از طالب علمان و درویشان – که ملازم بودند – و غیر او که سلاطین و امرا و اغنیا و فقرا که به زیارت آمدی، برای همه کس سفره آمدی؛ پیش مولانای شیخ الاسلام شدی، چیزی نخوردندی(؟) و به جهت تبرک نیز هرکدام چیزی برداشتندی. همانا آن خرج را دویست خروار و سیصد خروار هنوز کم بودی؛ و مقرر چنان می بود که مولانا، شیخ الاسلام از هر کسی چیزی قبول نکردی و نگرفتی… اما به عنایت حق تعالی، آن خرج مولانا را بسنده بودی…».

     همچنین:«… پدر ایشان( پدر زین الدین تایبادی) صاحب ولایت بوده اند… و در تقوی به آن مرتبه بوده اند که چون عمر ایشان سپری شده، در زمان فوت، چنان وصیت کرده اند که: هشتاد سال به زراعت مشغول بوده ایم و با فلان، شرکت می داشته ام. و در این هشتاد سال، یک طاقیه گندم بی اذن شریک خود به درویشی داده ام و بعد از آن بحلّی خواسته ام. با وجود آن، اگر عوض بدو دهند، اولی تر باشد…»

خون را گسترش ندهید

     باری، مرحوم سلطان محمد گنابادی در آن محیط روستائی، کوشش داشت روستائیان را به وظایف خود آشنا کند. علاوه بر آن در بیشتر ایام، حکَم اختلافات میان مردم ولایت نیز می شد.

     وقتی حاج اسکندر خان دلویگی، نایب الحکومه، صدی بیست مالیات اضافی از مردم خواست، سادات شهر و ریاب ایستادگی کردند. و او در یک پس کوچه به قتل رسید. داماد او به قصد انتقام شتافت. دلویگی ها هم جمع آمدند و در پشت ریاب، دو جمعیت مقابل هم واقع شدند. حاج سلطان محمد به قصد میانجی عازم رفع غائله شد. موقعی رسید که نزدیک بود نزاع میان دلویی و خیبری واقع شود. او – با اینکه دشمنان زیادی داشت – از میان جمعیت عبور کرده، خطاب به هر دو نمود که:

     « چرا می خواهید یک خون را تبدیل به خون های متعدد نمائید و همدیگر را بکشید؟ و به این ترتیب قضیه را مهمتر کنید؟ فعلاً دست از یکدیگر بردارید تا از طرف دولت دستوری برسد».

     همه آن را قبول کرده، هر دو دسته مراجعت نمودند.

………………………………………………………

بارگاه خانقاه در کویر هفت کاسه، دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران، نشر علم،1384.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در تاریخی ارسال شده و با , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s