خانقاهی در کویر/2

مزار سلطانی بیدخت

صحن پائین و نمای شمالی مزار سلطانی بیدخت، گناباد

   نقطه اولی

     منتهی، در دل کویر یک خانقاه هست که نقطه تمرکز همین طایفه از صوفیه است که به گنابادیه معروفند. و من چند کلمه ای به عنوان نقطه اولی در باره خانقاه مرکزی کویر یعنی بیدخت گناباد عرض می کنم:

     بیدخت شهرکی بسیار  قدیمی است که نام آن حکایت از تقدس پیش از اسلام دارد و می تواند مرکب از بغ + دخت باشد که به معنی دختر مقدس است. و این لقب فرشته حامی آب ها، انوث، و بیماری های زنان باشد؛ و در واقع خدای آب و باران و تگرگ پیش از اسلام و احتمالاً پیش از زرتشت است.

     خانقاه گناباد – هر چند نسبت به خانقاه های کویری که نام بردیم، مستحدث و جوان است – ولی به هر حال یکی از پر تحرک ترین خانقاه های روزگار ماست.

     از اواسط عصر قاجار، پرتو عارفانه ای بر این آبادی ها تافت، و مرکزیتی از جهت اهل تصوف پیروان شاه نعمت الله ولی پیدا کرد. سلطان محمد گنابادی، معروف به سلطان علی شاه، صاحب تفسیر معروف « بیان السعاده »، سر سلسلۀ این جمع از صوفیان این روزگار است.

سعادت یار شد

     سلطان محمد فرزند ملا حیدر، اهل بیدخت گناباد بود. ملا حیدر در یکی از یورش های ترکمان ها به جنوب و مرکز خراسان، اسیر ترکمن شده و بعد طبق معمول آن زمان، با دادن فدیه از طرف اقوام، آزاد گردیده بود. پیری عارف بود و در مزرعۀ نوده گناباد سکونت داشت؛ از طرف نور علی شاه( اول) به فقر مشرّف شده بود. در 1254 هجری/1838 میلادی، به قصد زیارت عتبات و تجدید عهد خدمت حسینعلی شاه، به سفر رفت و دیگر باز نیامد.

     سلطان محمد، فرزندش، در این وقت سه ساله بود و در خدمت برادر بزرگ خود، زندگی فقیرانۀ روستائی خود را اداره می کرد. در قریۀ بیلند، مدرسه ای قدیمی وجود داشت. سلطان محمد در آن مدرسه به تحصیل پرداخت. سپس پیاده به مشهد رفت و در مدرسۀ میرزا جعفر حجره گرفت و در حالی که با خوشه چینی و کارهای دیگر مخارج خود را تأمین می کرد، تحصیلات خود را ادامه داد.

     شهرت حاج ملا هادی سبزواری او را به سبزوار کشاند (1280 هجری – 1863 میلادی) و مدت ها تلمّذ کرد. و در سبزوار بود که او را با عارف نامی، حاج محمد کاظم سعادتعلی شاه، ملاقاتی دست داد. در مشهد نیز باز خدمت او رسید و به توصیۀ او به دیدار مادر در گناباد باز گشت. سپس با دختر ملا علی بیدختی ازدواج کرد – که همان مادر نورعلی شاه گنابادی( نورعلی شاه دوم) باشد.

     سپس عازم اصفهان شد و در راه با آقا سید هدایت الله، متولی آستانۀ ماهان، همسفر شد. و در اصفهان، به وسیله سعادتعلی شاه دستگیری شد و مأموریت ارشاد اهل عرفان را در گناباد یافت.

     سعادتعلی شاه در 1293 هجری/ 1889 میلادی درگذشت.

     مرحوم سلطان محمد گنابادی سپس سفرهای طولانی به عتبات و تهران داشت و با مشایخ تصوف ملاقات کرد و در 1306 هجری/ 1889 میلادی به وطن باز گشت.

……………………………………………………………………………..

         بارگاه خانقاه در کویر هفت کاسه، دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، نشر علم، تهران، 1384.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در تاریخی ارسال شده و با , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s