بازی های محلی/2

قرعه کشی در بازی های قدیم بیدخت

     معمول ترین شیوه های قرعه کشی در بازی های میدانی قدیم  بیدخت، به شرح زیر بود:

     1 – تیغ یا مُش(tiq yã moš): بعد از آن که دو طرف بازی مشخص می شدند، یکی از بازیکنان چند متر از  بقیه ی بچه ها فاصله می گرفت و در حالی که یک دست خود را باز( تیغ) و دست دیگرش را به حالت بسته( مشت) قرار می داد، پشت به آنان  می ایستاد. بعد، سرگروه یا استا(astã )ی گروه اول مثلاً مشت، و اَستای گروه دوم تیغ را انتخاب می کرد. بعد به آن بازیکن می گفتند:« بندز» bendez (بنداز).»  و او هم یکی از دستانش را پائین می آورد. اگر دست مشت شده را پائین می آورد، کسی که گزینه ی مشت را انتخاب کرده بود، برنده می شد و شروع بازی یا تعیین زمین بازی با او بود. و اگر دست باز خود را پائین می آورد، گروه دیگر برنده می شد.

     2 – تر یا خُش(tar yã xoš): مثل آنچه در روش شماره ی یک گفته شد، بعد از انجام یارگیری و گروه بندی، یکی از اَستا ها تکه سنگ پهنی را بر می داشت و بر یک رویه اش آب دهان می انداخت. بدین ترتیب یک طرف آن قدری خیس می شد. بعد از استای گروه مقابل می پرسید:« تر یا خش(خشک)؟» او در جواب مثلاً می گفت:« خشک.»آن گاه فردی که سنگ را در دست داشت، آن را به هوا می انداخت. تکه سنگ چرخی می زد و به زمین می افتاد. اگر طرف خشک آن بالا بود، گروهی که گزینه ی «خشک» را انتخاب کرده بودبرنده می شد و اگر طرف« تر» بالا بود، گروه دیگر.

     3 – جُف یا تاق : باز هم بعد از یارگیری و گروه بندی، یکی از اَستاها یک یا دو سنگریزه را به دور از چشم دیگران در دست می گرفت و مشت بسته اش را مقابل اَستای گروه دیگر می گرفت و می پرسید:« جُف یا تاق( جفت یا طاق) ؟» و او مثلاً جواب می داد:« جفت.» بعد استای گروه اول مشت خود را باز می کرد و معلوم می شد که کدام گروه برنده شده است.

     4 – سَر یا کو : در این شیوه ی قرعه کشی از یک چوب کبریت یا یک سنجاق قفلی استفاده می شد. در چوب کبریت، قسمت آغشته به ماده ی اشتعالزا « سر» و انتهای دیگر آن « کو»( ته) به حساب      می آمد. در سنجاق قفلی نیز قسمت قفل آن« سر» و انتهای دیگرش « کو» خوانده می شد. در این جا هم یکی از اَستاها به دور از نگاه دیگران، یک عدد چوب کبریت یا سنجاق قفلی در دست می گرفت ومشت بسته اش را طوری مقابل استای دیگر می گرفت که چوب کبریت یا سنجاق داخل آن در حالت عمودی قرار داشته باشد.و بعد از طرف مقابل می پرسید:« سر یا کو؟ » و ادامه ی آن همانند موارد یاد شده ی بالا.

     5 – شیر یا خط : شیریا خط با استفاده از سکه های رایج پیش از انقلاب اسلامی انجام می گرفت. اصطلاحاً یک روی سکه های مزبور که دارای نقش شیر بود،« شیر» و روی دیگر آنها که مبلغ یا ارزش پولی سکه  را نشان می داد، « خط» نامیده میشد.

     6 – ده، بیس ، سی یا شمارش اعداد به صورت دهدهی: ده، بیس(بیست)، سی، چل(چهل)، پِنجاه، شص( شصت)، هفتاد، هشتاد، نِود، صد. یک نفر به عنوان اَستا ازسمت راست خود شروع به شمارش بچه ها می کرد. عدد صد، بسته به نوع بازی،به هرکس که می رسید، تعیین کننده ی برنده یا بازنده بود.

     7 – یک و دو و سه پونزده: این شمارش بدین ترتیب انجام می گرفت که مثل مورد 6 استا از سمت راست خود شروع به شمارش می کرد. با هر عدد یا واژه ای که بر زبان می آورد، انگشت دست خود را به طرف یکی از بچه ها نشانه می گرفت. عدد بیست به هر کس می رسید، بسته به نوع بازی، برنده یا بازنده به حساب می آمد. شمارش بدین ترتیب بود: یک و دو و سه پونزه، هزار و شصت و شونزه، هرکه میگه شونزه نیس، هیفده، هیژده، نوزده، بیس.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در فرهنگی ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s