آب انبارهای بیدخت

آب انبارهای بیدخت

      بیدخت دارای سه آب انبار بزرگ برای مصرف آب آشامیدنی عمومی است : انبار پائین ، انبار رو بازار و انبار بالا و در گذشته که – برخلاف امروز-  در هر خانه ای دست کم یک یخچال وجود نداشت، اهالی محل آب آشامیدنی مصرفی تابستان و به طور کلی فصل گرمای خود را از این آب انبارها تأمین می کردند. اما امروز، آب انبارهای مزبور دیگر مثل گذشته کاربرد ندارد.

      اولین آب انبار توسط فرد خیّری به نام مرحوم حاج ملّا حسین قوژدی در بخش پائین بیدخت ساخته شده و به همین سبب به امبار پَهی (انبارپائین ) شهرت یافته است. آجرهای به کار برده شده درساختمان این آب انبار حدود سه برابر آجرهای فعلی طول و عرض و وزن دارد.

      آب انبار دوم مقابل درب شمالی مزار سلطانی ، در محوطه موسوم به رو بازار ساخته شده وبه همین سبب به امبار روبازار معروف است. بنای این آب انبار توسط حضرت آقای حاج ملّا علی نورعلیشاه ثانی آغاز و توسط جانشین ایشان حضرت آقای صالح علیشاه اتمام پذیرفت.

      سومین آب انبار درسال 1321 شمسی در خیابان جدیدالاحداث صالح آباد، که به خیابان سفید موسوم بود وبعد از پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان امام خمینی(ره) تغییر نام یافت ،  بنا گردید . احداث این آب انبارکه به امبار بالا شهرت دارد نیز توسط جناب آقای صالح علیشاه انجام پذیرفت.

      علاوه بر آب انبارهای یاد شده بالا دو آب انبار کوچکتر نیز در بیدخت ساخته شده است : یکی در صحن کوثر مزار سلطانی و دیگری جنب باغ صالح آباد. آب انبار مزار پیرِ سرِ آبِ جعفرآباد را هم میتوان به فهرست مزبور افزود. لازم به ذکر است که در گذشته، آب انبار جعفرآباد معمولاً با آب باران (اَو غدیر) پر می شد. ولی آبِ آب انبارهای بیدخت از قصبه ی شهرگناباد تأمین می گردید.

      نحوه ی انتقال آب به آب انبارها این طور بود که در فصل زمستان، سحرگاه یک روز جمعه با به گوش رسیدن صدای شیپوری که در محوطه رو بازار ( که به گمانم در این اواخر توسط مرحوم آقای محمد حسن غنی زاده ) نواخته می شد ،مردان بیدخت تجمع کرده وروانه بیرون شهر می شدند تا بعد از لای روبی و تمیز کردن مسیر آب« قصبه » شهر گناباد به بیدخت ،آب را به آبگیری که از قبل درجنوب بیدخت  آماده شده بود انتقال دهند. در طول مسیر، مردان مراقبت می کردند که کسی به آب دست نزند و چیزی به داخل آب نیافتد. آب مدتی در آبگیر می ماند تا گل ولای آن ته نشین شود.بعد از آن در روزی دیگر، تحت مراقبت شدید مردم به آب انبارها انتقال داده می شد. آنگاه ورودی آب انبار مسدود می شد تا دراوائل تابستان به روی مردم گشوده شود و آب سرد و گوارای آن در فصل گرما کام همشهریان عزیز را خنک کند.

…………………………………………………………………………………………..

      *  با استفاده از تاریخ و جغرافی گناباد ،نگارش حاج سلطانحسین تابنده ،1348 ،ص106.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در تاریخی ارسال شده و با , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s