تاریخچه مزار سلطانی/5

تاریخچه ی مزار سلطانی بیدخت 5 ( قسمت پایانی)

 درهای بقعه

     چهار درب زیبای نفیس منبّت کاری شده از چوب گردو و شمشاد در چهار طرف بقعه نصب شد. عرض هر یک از درها 45/2 متر، ارتفاع آن بدون هلال 88/2 متر و با هلال 68/3 متر است.

     درب اول که در ضلع شمالی بقعه واقع است در سال 1347 قمری نصب شد. در قسمت هلال این در عبارت « هوالعلیّ الاعلی» و « آیة النّصره»( ربّ ادخلنی مُدخل صدقٍ و اخرجنی مُخرج صدقٍ واجعل لی من لدنک سلطاناً نصیرا) نوشته شده و در چهارچوب آن « صلوات کبیره»( اللهمّ صل علی المصطفی محمد والمرتضی علی والبتول فاطمه والسّبطین الامامین الحسن والحسین وصلّ علی زین العبّاد علی والباقر محمد والصّادق جعفر والکاظم موسی والرّضا علی والتّقی محمد والنّقی علی والزّکی العسکری الحسن و صلّ علی محمدٍ المهدی صاحب الامر والعصر والزّمان و خلیفة الرّحمن و امام الانس والجان صلوات الله علیه و علیهم اجمعین) و « آیة الکرسی» حک شده است.

     در بالای هر یک از دو لنگه ی در کلمه ی جلاله و اسماء مبارکه ی خمسه ی طیّبه و در بالای وسط هر یک، عبارت« السلطان ابوالحسن علیّ بن موسی الرّضا علیه السلام» و در زیر آن، در هر یک از بیست خانه ی مربع شکل، اسامی اقطاب سلسله ی جلیله ی نعمت اللهی ذکر شده است. در پایین هر لنگه نیز عبارت « یا مسبّب الاسباب یا مفتّح القلوب والابصار» و در زیر هر یک« جبرئیلیّه»( لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار) نوشته شده است.

     درب دوم در ضلع جنوبی بقعه نصب شده است. در قسمت هلال آن، سوره ی « نصر» و در کتیبه ی اطراف، آیه ی مبارکه ی « نور» و روی خود درب، آیه ی « و لا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربّهم یُرزقون» تا « ولاهم یحزنون» و در بالا و پایین درب، در قاب های کوچک،« علویّۀ تفصیلیّه»( نادعلیّاً مظهرالعجائب تجدهُ عوناً لک فی النّوائب کلّ همّ وغمّ سینجلی بولایتک یا علی) حک شده است.

     درب سوم بقعه در ضلع غربی آن نصب شده و در قسمت هلال آن آیه ی « اُدخلوها بسلامٍ آمنین» و در روی خود این درب، اشعار زیر نوشته شده است:

ما که خجلت زده از جرم و گناه آمده ایم      بر در رحمت   مولا  به پناه  آمده ایم

ای درِ فیض تو  بر روی همه عالم  باز      ما  گداییم و  به درگاه  تو شاه آمده ایم

رحمت وفیض زدرگاه توما راست امید       ما براین درنه پی حشمت وجاه آمده ایم

    در هلال درب چهارم، یعنی درب شرقی بقعه، شعر زیر نوشته شده است:

گو برو آستین به خون جگر شوی      هر که در این آستانه راه  ندارد

     و بر روی خود این درب، اشعار زیر حک شده است:

برای    درگه  سلطان علی  شه   آفاق       به رسم هدیه یکی جفت در به خوبی طاق

نیازکردند ازصدق دل دوبنده ی خاص      ز چاکران   درِ شاه،  با   هزار   اخلاص

نخست میرعمادی که بنده است ازجان      دگر،  غلام   درِ شه،       مکرّم السلطان

هزارسیصد وچل بود وشش که این درباز  گشوده گشت  به رحمت  به روی اهل نیاز

     نکته ی جالب اینکه در ساخت مزار، حضرت آقای نورعلیشاه شخصاً، علاوه بر نظارت مستمر، خود نیز مانند بقیه ی کارگران، به طور نمادین به کار مشغول می شدند. و به تأسّی از ایشان، سایر فقرا و اقوام در کار ساختمان مزار شرکت می جستند. حتی گفته می شود آقای رحمت علیشاه نیز طی مدتی که در بیدخت اقامت داشتند، روزی چند ساعت در مزار مشغول به کار می شدند تا ضمن کمک به کارگران، روح همکاری و همیاری در ایجاد این مکان مقدس که هر کسی دلبستگی خاصی به آن داشت، به وجود آید.

     این رویّه در زمان حضرت آقای صالح علیشاه نیز به همین گونه ادامه یافت.

     مرحوم آقای سلطانعلی سلطانی در خاطرات خود نقل می نمودند که حضرت آقای صالح علیشاه نیز در موقع ساخت مزار متبرک، خودشان با کارگران کار می کردند و در همین حال فقرا و میمانانی را که از جاهای دیگر برای زیارت ایشان می آمدند، به کار دعوت می کردند. که از جمله می توان به آقای مشیرالسلطنه اشاره کرد. حتی یک بار که شوکت الملک علم به زیارت ایشان آمده بود، با وجود کهولت سن، قدری همکاری کرد. گفته می شود در موقع ساخت گنبد، همه ی اقوام و بستگان، صفی تشکیل داده و گِل و آجر را دست به دست می دادند و خود حضرت آقای صالح علیشاه در انتهای صف، آنها را گرفته و آجرچینی می کردند. و این شیوه ی عمل تا پایان کار گنبد ادامه داشت.

     بدین ترتیب، همه ی فقرا و اهالی محل، خود را از لحاظ معنوی در این مزار سهیم می دانند.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در تاریخی ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای تاریخچه مزار سلطانی/5

  1. علی :گفت

    چه عکس زیبایی….

  2. mahsa :گفت

    مطلب جالبی بود،موفق باشید🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s