پیر سر آب

پیر سر آب، حاج امیر، جوانمرد

     در اطراف بیدخت مزرعه هائی هم وجود دارد که غالباً بی سکنه است و زارعین آنجا در بیدخت ساکن می باشند. از جمله مزرعه ای به نام جعفر آباد که در سه کیلومتری جنوب شرقی بیدخت واقع است. یازده سهم از شانزده سهم این مزرعه وقف آستانۀ قدس رضوی است. بقیۀ سهمداران آن خرده مالک و از اهالی بیدخت هستند. زارعین این مزرعه نیز سکنۀ بیدخت هستند. آب آن مثل قنات صالح آباد قدری شور و خربزۀ هر دو بسیار شیرین و لطیف است. سابقاً که کشت تنباکو از طرف دولت مجاز بود، تنباکوی آنجا خیلی مرغوب و به خوبی مشهور بوده است.

      در جعفر آباد مزاری است به نام پیر سر آب که مورد علاقه و اعتقاد اهالی است و از همۀ دهات گناباد برای زیارت به آنجا می روند و نیازهائی می کنند. ولی تاریخ قطعی و نام شخص مدفون در آنجا معلوم نیست و به طوری که مشهور است، در حدود یک قرن قبل شخصی به نام کربلائی محمد علی[i] خواب دیده بود که یک نفر از سر آب جعفر آباد به قبرستان بیدخت آمده و در اول قبرستان عصای خود را به قبری زده و گفته بود:» حاج امیر حرکت کن که بلا رسید. برویم جوانمرد را هم خبر کنیم و جلوی بلائی را که به بیدخت آمده بگیریم که از اینجا به بعد صدمه نزند». سپس کسی از قبر بیرون آمده و آن دو با هم به طرف بالای قبرستان، روی تپه ای که بعداً به جوانمرد معروف شد، رفته و کسی را از آنجا به نام جوانمرد خواندند. آنگاه جوان سفید پوشی از قبر بیرون آمده و سه نفری آمدند و دستان خود را جلو کوچه ای که به طرف پائین و داخل بیدخت می رود باز کرده و جلو را گرفتند که بلا رفع شد. سپس هر کدام از آنها به همان محلی که از آن خارج شده بودند برگشتند و مخفی شدند.

     کربلائی محمد علی با حالتی پریشان از خواب بیدار شده بود. سحر که برای نماز به مسجد رفته، خواب خود را برای حاج ملا علی، امامت جماعت، و حاضرین تعریف کرده و آنها تعجب نموده اند. پس از نماز و تعقیبات، مجتمعاً به همان محل که او آنها را به خواب دیده بود رفتند که او آنجا را نشان بدهد. آنها به کوچه معروف به » دَمِ رود»( در رود)که مورد حفاظت آن سه نفر واقع نشده بود رفته و دیده بودند که همۀ اهالی آن کوچه، و سایر جاندارانی که در آن کوچه بودند – حتی مرغ ها – از بین رفته و هلاک شده بودند. ولی از اول کوچه ای که به داخل بیدخت می رود و آن سه نفر جلوی آن دست گذاشته بودند، عموماً سالم بوده و به هیچکس آسیبی نرسیده بود. معلوم شد طاعونی بروز کرده و در یک شب جانداران قسمتی از بیدخت را از بین برده و بقیۀ بیدخت به واسطۀ توجه آن سه نفر از بلا محفوظ مانده بود. سپس کربلائی محمد علی محل هائی را که آن سه نفر در آنجا پنهان شده و به زمین فرو رفته بودند را نشان داد. اکنون، آن سه محل که به نام مزار سر آب جعفر آباد، در قسمت شرقی مظهر قنات این مزرعه ؛ وقبر حاج امیر، در ابتدای قبرستان، متصل به آبادی و اول کوچۀ دم رود ؛ و جوانمرد، در بالای تپه ؛ زیارتگاه عموم می باشد و همه به آنها اعتقاد کامل دارند و حاجت می خواهند.

     مردم محل قبر حاج امیر را قدری گود کرده و لوحی به نام حاج امیر در زیر خاک یافته بودند. تپۀ جوانمرد هم اکنون جزء صحن کوثر مزار مرحوم حاج ملا سلطان محمد شده و حجره ای در آنجا از طرف جناب آقای صالح علیشاه ساخته شده و مردم برای زیارت و روضه بدانجا می روند و حاجت می خواهند.

……………………………..

     1 – کربلائی محمد علی، پدر ملا حسینعلی و او خادم مرحوم حاج ملا سلطان محمد بوده است. اکنون نیز فرزندش کربلائی ملا اسدالله، که حدود 80 سال دارد، همان سمت را دارد.[ کربلائی ملا اسد الله در سال 1354 از دنیا رفت. کربلائی ملا اسد الله پدر حاج محمد نورائی و او قدیم ترین معلم بیدختی دبستان جامی بیدخت بود.]

…………………………………………………………………………

     تاریخ و جغرافی گناباد، حاج سلطانحسین تابنده، سازمان چاپ دانشگاه، 1348، ص 112.


دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در تاریخی ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s