1505353_270624153089034_1824664537_n

انگور عسکری بیدخت

نوشته‌شده در بدون موضوع | دیدگاهی بنویسید

عکس/۲۳۲

حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی صالح علیشاه٬ قطب سی و ششم سلسله طریقت نعمت اللهی سلطان علیشاهی (گنابادی). آقای حاج محمد صادق سعیدی بیدختی (حاجی معین)٬ نفر سمت چپ عکس٬ در حال گفت و گو با حضرت آقا.

مکان: درب غربی بقعه مزار سلطانی بیدخت.    زمان: اواسط دهه ۱۳۳۰ خورشیدی.

421939717_91080_5802368467220815748

نوشته‌شده در علمی | برچسب‌خورده با , , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

یادی از گذشته/96

کلّه گرگی

از روزگاران گذشته، خطر حمله ی گرگ ها  همواره چوپانان و دامداران را تهدید کرده است. این خطرهمچنان به قوّت خود باقی است، منتها در سطحی کمتر. همه ساله، مخصوصأ در فصل زمستان که یافتن غذا برای گرگ ها و به طور کلی همه ی جانوران درنده دشوارتر می شود، خبر هائی در باره ی حمله ی گرگ های گرسنه به احشام، بویژه گوسفندان، در گوشه و کنار کشور به گوش می رسد. اما عجیب اینجاست که  عادت زندگی  گرگ ها فرق کرده و چلّه تابستان را با چلّه زمستان عوضی گرفته اند. چراکه در وسط چلّه تابستان دست به حمله می زنند. شاهد مدّعا اینکه در نخستین روز از مرداد ماه جاری (1395) چند قلاده گرگ به آغل گوسفندان همشهری عزیزمان، حاجی اسماعیل شکاری، در بیدخت، حمله ور شده و هفده رأس گوسفند را کشته و چهار رأس را زخمی کرده اند.

793822

حاجی اسماعیل شکاری بیدختی در سکوتی غمبار به لاشه های گوسفندان از دست رفته اش می نگرد

با شنیدن واقعه تأسف برانگیز حمله ی اخیر گرگ ها، خاطره ای  از دوران کودکی به ذهنم خطور کرد که ذکر آن بی مناسبت به نظر نمی رسد: یک روز که  از مدرسه به خانه بر می گشتم در محوطه ی مقابل مزار سلطانی، نزدیک ورودی آب انبار دو درب، که آن سال ها از مراکز عمده ی فعالیت های تجاری اهالی بیدخت بود، موتور سواری را دیدم که جانور سگ مانند مرده ای به ترک موتورش بسته شده بود. عده ای دور موتور ایستاده و با موتور سوار گفت و گو می کردند. شنیدم که آن جانور، گرگی است که توسط شخص موتور سوار به قتل رسیده است و موتور سوار از روستا به روستائی دیگر می رفت تا بابت خدمتی که در حق دامداران انجام داده و یکی از دشمنان بی رحم گوسفندانشان را از میان برداشته بود، دستخوش بگیرد. به خانه که رسیدم، با هیجان و ابراز خوشحالی از اینکه برای اولین بار در عمرم یک گرگ دیده بودم، ماجرا را تعریف کردم. و پدرم افزود که این رسمی است که از گذشته معمول بوده و  کسی که موفق به کشتن گرگی می شد، لاشه اش را بر پشت اسب یا الاغ، ودر سال های اخیرتر، بر ترک موتور یا وانت، می گذاشت و از روستائی به روستای دیگر می رفت و لاشه ی گرگ را به تماشا می گذاشت. اهالی، مخصوصاً گوسفند داران، هم به پاس خدمتی که وی در حق آنان و گوسفندانشان انجام داده بود، هرکدام در حدّ توان خود پولی به عنوان انعام به او می دادند. به این عمل و پولی که داده می شد اصطلاحأ «کلّه گرگی» می گفتند. و مصطلح شدن کلّه گرگی بدان جهت بود که در بیشتر موارد، فقط کلّه ی گرگ را جا به جا می کردند.

اما اکنون، همانطور که عادت گرگ ها در مورد حمله به گوسفندان تغییر یافته،  کسی هم که احیاناً به منظور جلوگیری از تکرار حادثه ی غم انگیز قتل عام گوسفندان، اقدام به کشتن گرگ یا گرگ هایی بنماید، نه تنها پولی تحت عنوان کلّه گرگی نصیبش نمی شود بلکه باید در برابر مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست نیز پاسخگو باشد.

نوشته‌شده در یادی از گذشته | برچسب‌خورده با , , , , , | دیدگاهی بنویسید

معرفی یک کتاب

معرفی کتاب هزارحکایت و هزار عبارت عرفانی

هزار حکایت و هزار عبارت عرفانی تازه ترین کتاب بهاءالدین خرّمشاهی است که توسط نشر قطره منتشر گردیده و آنطور که از عنوان کتاب بر می آید، این اثر نه تصحیح بلکه انتخاب و گردآوری بیش از هزار حکایت و هزار عبارت از متون عرفانی فارسی یا ترجمه شده به فارسی است. نقطه شروع انتخاب این آثار، قرن سوم هجری و آثار بایزید بسطامی و حلاج و پایان آن در قرن نهم و با عبدالرحمن جامی است.

پیام حیدر قزوینی، به مناسبت انتشار این کتاب، گفت و گویی با بهاءالدین خرمشاهی انجام داده که در صفحه ادبیات شماره 2633 روزنامه شرق (مورخ 28 تیر 1395) انتشار یافته است. قسمت آغازین گفت و گوی مزبور به قرار زیر است:

«هزار حکایت و هزار عبارت عرفانی» تازه ترین کتاب منتشر شده ی شماست که در آن گزیده ای از آثار منثور عرفانی را گردآوری کرده اید. چرا تصمیم به انتشار گزیده ای از نثر کهن عرفانی گرفتید؟

کتاب هزار حکایت و هزار عبارت عرفانی حاصل یک کار جمعی است و ما در آن مجموعه ای از گفتارها و حکایت های کوتاه عرفانی را گردآورده ایم. من از سال های دور با متون عرفانی سر و کار داشته ام. آدم در طول عمرش گاه عبارتی می خواند که هیچ گاه رهایش نمی کند. تا جایی که آن عبارت بعضی وقت ها، اگر نه برای همه ی عمر، اما برای مدتی طولان در ذهنش کاری و کارا می شود و باقی می ماند. در طول سال های رفته از عمرم، بسیاري از عبارت ها و جملات عرفانی این ویژگی را برایم داشته اند و شاید انتشار «هزار حکایت و هزار عبارت عرفانی» پاسخي است به دغدغه اي که همواره داشته ام. نکته ای ضروری در مورد این کتاب وجود دارد و آن اینکه ما در گزینش حکایت ها و عبارت های عرفانی، تمایلات صوفیانه و خانقاهی نداشته ایم و البته تصوف موضوعی است که می تواند جداگانه مورد ارزیابی قرار گیرد؛ اما کار ما در این کتاب ارتباطی با این موضوع نداشته است. روزگار ما به درد بی معنایی دچار است و شاید صد هزار چاره برای این درد وجود داشته باشد. ما با گردآوری عبارت ها و حکایت های عرفانی در این کتاب می خواستیم درد گم شدن معنا را علاج کنیم و معنای گم شده را پیدا کنیم. و البته قصدمان هرگز این نبوده که بگوییم چاره ی دردها ی این روزگار صوفی شدن است. از طرف دیگر، روزگار ما روزگار کم بودن فرصت ها و کاسته شدن تمرکز خاطره هاست و کوتاه بودن جملات کتاب فرصت زیادی برای خوانده شدن نمی خواهد.

تصوف و عرفان گاه به یک معنا تلقی شده اند. به نظرتان مهم ترین تفاوت این دو چیست؟     

بله. گاهی تصوف و عرفان را مترادف گرفته اند. اما اگر بخواهیم دقیق تر شویم، باید بگوییم که این دو از هم متفاوتند. پیشتر من مقاله ای نوشته ام با عنوان «فرار حافظ از تصوف و پناه او به عرفان» که در آنجا در این باره توضیح داده ام. تصوف بیشتر به شریعت و سیر و سلوک خانقاهی گرایش دارد. اما عرفان آن عطر عاشقانه ای است که ما از بوئیدن گل های شریعت و طریقت حس می کنیم. زیبائی شناسی عرفان بیشتر از شریعت است و به تعبیر دکتر شفیعی کدکنی، عرفان نگاه زیبائی شناسانه به دین است. خاطرم هست که پنجاه سال پیش که در دانشکده ادبیات درس می خواندم، مرحوم عیسی سپهبدی به ما زیبائی شناسی درس می دادند. ایشان در کلاس کتاب «عبهرالعاشقین» را درس می دادند که اثری عرفانی است و جزو منابع انتخابی ما در این کتاب هم بوده است. عرفان یکی از راه ها یا شاهراه های دست یافتن به حقیقت است و روزگار ما روزگاری است که به معنویات کمتر توجه می شود. یکی از اهداف ما در این کتاب این بوده که توجه به معنویات عمیق تر و دقیق تر شود و به واسطه ی آثار عرفانی راه به راهرو نشان داده شود. خیلی وقت ها یک «آنی» به انسان دست می دهد.  یک بیداری ناگهانی بسیار کوتاه که در عرفانِ ذن بودیسم هندی به آن «ساتوری» می گویند. مثل بیداری خود بودا. او پای درختی نشسته بود و یک دفعه صاعقه ای معنوی به او زده شد و سپس او اعماق حقیقت را دید و بعد از او پیروانش به دنبال این هستند که ببینند آن حقیقت چه بود. بسیاری از عبارت ها و حکایت های عرفای ما چنین ویژگی یی دارند و خواننده را تا مدت ها درگیر می کنند. …

 

نوشته‌شده در کتاب | برچسب‌خورده با , , , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

عکس/231

3حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه حفظه الله تعالی

زنده یاد هادی آقا تابنده؛  آقای حاج عبدالعزیز بدیعی، مأذون محترم اقامه جماعت فقرای بیدخت؛  آقای حسن عباس زاده بیدختی؛ آقای جنیدی؛ و … در عکس دیده می شوند.

majzoobalishah-002

نوشته‌شده در بدون موضوع | برچسب‌خورده با , , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

یک خبر

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گناباد از مرمت و بازسازی دو خانه تاریخی در این شهرستان خبر داد.
به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از مشهد، امان ا… نوروزی گفت: در راستای حفظ و احیا آثار تاریخی شهرستان گناباد ، مرمت و بازسازی دو اثر تاریخی «خانه حاجی معین» و «خانه خواجه بیدختی» در شهر بیدخت آغاز گردید.

وی افزود : از جمله آثار تاریخی شاخص شهرستان گناباد ، خانه های تاریخی می باشند که در سطح شهر و روستاها واقع شده اند و در همین راستا از محل اعتبارات خانه های تاریخی مرمت مرحله دوم و سوم این خانه های با مشارکت شهرداری و بخش خصوصی به عنوان مالکین آثار آغاز گردیده است.

نوروزی قدمت این دو اثر را به دوره قاجاریه اعلام نمود که به شماره 12930 و 3237 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گناباد ، احیای این خانه های تاریخی را بخشی از هویت و تاریخ این شهرستان ذکر کرد و گفت: خانه های تاریخی این شهرستان با داشتن ویژگیهایی همچون حوضخانه، بادگیر، هشتی و… تمام عناصر معماری مناطق کویری را دارا می باشند.

نوروزی افزود: در این مرحله اقداماتی نظیر آواربرداری، استحکام بخشی پی ها و دیوارها، و جداره سازی در دستور کار قرار دارد.

شهرستان گناباد در فاصله 290 کیلومتری جنوب مشهد با داشتن 142 اثر ثبت شده شامل 22 خانه تاریخی ثبتی یکی از شهرهای تاریخی استان می باشد.

نوشته‌شده در خبر | برچسب‌خورده با , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

عکس/230

اقامه ی نماز و برگزاری جشن عید سعید فطر 1437 فقرای نعمت اللهی سلطان علیشاهی در حسینیه مزار سلطانی بیدخت؛ روز سه شنبه 16 تیر 1395.

(عکس از برادر محترم آقای علی سیفی)

 

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , | دیدگاهی بنویسید