index1

نوشته‌شده در مناسبت ها | 4 دیدگاه

عکس/172

جناب آقای حاج سید هبة الله جذبی (ثابت علی) رحمت الله علیه، از مشایخ بزرگوار سلسله نعمت اللهیه سلطان علیشاهی (گنابادی) و جمعی از فقرا در صحن کوثر مزار سلطانی بیدخت.

از بیدختی ها زنده یاد آقای محمد قمری (1307 – 1368)، موذّن محترم مزار سلطانی در عکس دیده می شود (ردیف ایستاده، نفر اول، سمت چپ).

حاج آقا جذبی در صحن کوثر

جناب آقای حاج سید هبة الله جذبی (ثابت علی) و جمعی از فقرا در صحن کوثر

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , | بیان دیدگاه

برگی از یک کتاب/64

برگی از کتاب «گناباد خاستگاه حماسه های پنهان»

بیدخت

در هرصورت نام بیدخت را آمیخته ای با «بی» یا «بغ» و دخت که از بار معنوی و اعتقادی کهن برخوردار است، ملاحظه می کنیم. با اطمینان نمی توانیم اظهار نظرهای ارایه شده در مورد بیدخت را بپذیریم اما می توانیم احتمال دهیم که آن مکان در گذشته های دور از قداستی برخوردار بوده و وقتی در نزدیکی بیدخت محوطه های باستانی وسیع و با اهمیتی چون تپه اروک، پشن، و قلعه دختر شوراب را ملاحظه کنیم، توجیه مکان مقدسی مثل بیدخت ملحوظ تر خواهد شد. بیدخت در حال حاضر شهرگونه ای است در 9 کیلومتری شمال شرقی گناباد و بر کنارۀ راه گناباد به قاین که در گذشته وسعت زیادی نداشته و از سال 1307 شمسی که خیابان هایی در آن احداث گردیده، چهرۀ شهر به خود گرفته است.

بیدخت در تقسیمات شهرستان گناباد مرکز دهستان پسکلوت تعیین گردیده و بر حول آن 56 قریه و مزرعه واقع شده اند.

بافت اقلیمی بیدخت بیابانی و آب آن از قنات تأمین می شود. مردم سخت کوش بیدخت در طول زمان خود را با طبیعت نسبتاً خشک و بیابانی وفق داده و سازگار کرده اند. شغل عمده اهالی کشاورزی است اما در سال های اخیر جمعی نیز به صنایع مختلف روی آورده و از این طریق ارتزاق می نمایند. موقعیت بیدخت بر سر راه پر تردد جنوب خراسان و زاهدان نیز موجب شده است تا مردم از آن فرصت بهره مند شوند. بیدخت در سال 1365 دارای 997 خانوار با 4343 نفر جمعیت بوده که 6/21 در صد به فعالیت کشاورزی اشتغال داشته و 7/6 در صد در بخش صنعت و 8/11 در صد در امر ساختمان فعال بوده اند. بنا به نوشتۀ «سلطان حسین تابنده» بیدخت از اواخر قرن 13 هجری که مرکز و مسکن «ملا سلطان محمد سلطان علیشاه»، پیشوای طریقت نعمت اللهیه گردیده اهمیت روز افزون یافته است. «حاج ملا علی نورعلیشاه»، فرزند حاج سلطان محمد، صنعتگران را به اقامت و کار در بیدخت تشویق کرده و به آن شهر جنبۀ صنعتی نیز داده است. به دعوت او مسگر و آهنگر و کفاش به بیدخت آمدند و در کنار سفالگران و کاشی سازان و کرباس بافان بیدختی به تولید پرداختند و امر تجارت و داد و ستد کالاهای تولیدی و نیازهای اهالی را رونق بخشیدند. در سال 1303 شمسی قنات صالح آباد بیدخت حفر شد که به امر کشاورزی نیز رونق بخشید. نگارنده از کنه و ماهیت سلسله صوفیه بیدخت اطلاع کافی ندارد اما سلطان حسین تابنده در کتاب تاریخ و جغرافی گناباد آن مسلک را در بیدخت بسیار تأثیرگذار و توسعه و پیشرفت بیدخت را مدیون همت سران آن سلسله قلمداد کرده است و نگارنده بدون هرگونه اظهار نظر شخصی، خوانندگان محترم را جهت آگاهی از بیدخت صوفیۀ بیدخت به آن کتاب ارجاع می دهد.

در بیدخت آثار تاریخی و فرهنگی نیز وجود دارد. در حال حاضر کهن ترین اثر تاریخی بیدخت مسجد جامع آن شهر است. این مسجد در اواخر قرن دوازدهم هجری توسط «حاج عبدالباقی بیدختی» بنا شده ولی تاریخ اتمام محراب آن سال 1204 قمری است. این مسجد به سعی «محمد علی زنگویی» و استادی «محمد امیر کاخکی» احداث شده است.

«مزار سلطان محمد سلطان علیشاه» اگرچه از قدمت زیاد برخوردار نیست اما عظمت و اشراف آن بر شهر و هنرنمایی که در بنا و تزئینات آن اعمال شده، آن را در شمار بناهای با اهمیت قرار داده است طوری که گنبد کاشی کاری شده و گلدسته های بلند و پیکرۀ سفید رنگ آن بنا موجب جلب گردشگران به بیدخت می شود. این بنا در دهه 1330 هجری قمری* توسط «حاج ملا علی نورعلیشاه» بنیان گرفت و معمار آن «حاج ابوالقاسم توکلی معمار یزدی بود. آب انبارهای متعدد در محلات مختلف شهر و یخدان کوثر در مجاورت بیدخت از جمله آثار تاریخی هستند که زمانی به گرمازدگان تابستان های داغ بیدخت آرامش می بخشیدند. بیمارستان و مهمانسرای [جهانگردی] بیدخت از جمله بناهای برجسته و شاخص منطقه گناباد و مورد استفادۀ اهالی و مسافران می باشند.

*در کتاب اشتباهاً دهه 1330 شمسی ذکر شده است.

…………………………….

گناباد، خاستگاه حماسه های پنهان، رجبعلی لباف خانیکی، تهران، معاونت معرفی و آموزش سازمان میراث فرهنگی، 1383، صفحه 84.

نوشته‌شده در کتاب | برچسب‌خورده با , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | بیان دیدگاه

آلبوم مزار سلطانی بیدخت

عکس های تازه از مزار متبرّک سلطانی بیدخت

(با تشکر از آقا شهاب عزیز به خاطر عکس های همیشه زیبایشان)

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با | بیان دیدگاه

عکس/171

حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی صالح علیشاه (طاب ثراه)

ملا یحیی نعمت اللهی (در حال مصافحه با حضرت آقا)، کربلائی اسماعیل سالاری (ایستاده)، و جمعی از فقرا در عکس دیده می شوند.

مکان: اتاق بزرگ سراچه (بیرونی) حضرت آقا در بیدخت.

حضرت آقای صالح علیشاه

حضرت آقای صالح علیشاه در اتاق سراچه

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , | 2 دیدگاه

یادی از گذشته/155

روزنامه خراسان 65 سال پیش*

خاطرات مسافرت به طبس

  جاده زاهدان از نزدیکی گناباد جدا می شود و یک رشته جاده از بیدخت می گذرد و جادۀ دیگر زاهدان از وسط جویمند که مرکز ادارات دولتی می باشد عبور می کند. و نیز جادۀ بجستان و فردوس و طبس هم از جویمند جدا می شود. جویمند با آنکه جای کوچکی است، زیبا و فرح آور است و چنانچه توجه بیشتری به آن بشود ممکن است موقعیت خوب و آبرومندی پیدا کند.

یکی از شکایات و نارضایتی های مردم و بخصوص رانندگان این بود که قبلاً شعبۀ فروش نفت و بنزین در جویمند بوده؛ بعد آن را به بیدخت انتقال داده اند و حالا هر اتوبوس و کامیونی که می خواهد به فردوس و طبس برود، باید 18 کیلومتر راه را برای گرفتن بنزین طی کند و برود بیدخت بنزین بگیرد بعد برگردد و از جویمند به طبس برود. و این امر باعث زحمت و ناراحتی مسافرین و ضرر و خسارت رانندگان شده است. در صورتی که اگر شعبۀ بنزین در جویمند باشد، اتومبیل هائی که می خواهند به زاهدان و بیدخت بروند ممکن است در آنجا بنزین بگیرند و برای آنها هیچ تفاوت نمی کند. و اتومبیل های خط طبس و بجستان و فردوس در رفاه قرار خواهند گرفت. ما از شرکت نفت انتظار داریم با تغییر دادن محل شعبۀ فروش بنزین و نفت یا تأسیس شعبۀ جدیدی در جویمند، رفع شکایت اهالی را نموده و از زحمت و خسارت بیموردی که رانندگان و صاحبان اتومبیل ها متحمل می شوند جلوگیری کنند.

وضع اسف آور بیمارستان گناباد

در جویمند گناباد بیمارستانی وجود دارد که دارای هفت تختخواب است. ساختمان بیمارستان نسبتاً بسیار خوب و دارای اطاق های متعدد است. پزشک بیمارستان و بهداری آنجا آقای پزشک قاسمی است. وضع بیماران خوب نبود و مردم ناراضی بودند. ساعت 7 بعد از ظهر که برای بازدید بیمارستان رفتیم، دکتر و پزشکیار و پرستار در آنجا وجود نداشت. یکی از بیماران می گفت: «با آنکه دکتر دستور داده به من شیر بدهند، از دیروز تا حال که 24 ساعت است، به من چیزی نداده اند.» پس از آنکه مدتی معطل شدیم تا پرستار آمد، معلوم شد که بیمار راست می گوید. و تنها جوابی که شنیدیم این بود که هنوز شیر گاوها را ندوشیده اند که بتوانیم شیر بیمار را بدهیم. در صورتی که وقت گذشته بود و دوشیدن هیچ گاوی تا آن موقع شب طول نمی کشید. رویهمرفته مردم آنجا بیشتر از هر چیز، احتیاج به طبیب و دارو دارند. بیمار در آنجا زیاد است و باید بهداری از هر حیث تکمیل شود.

……………………………………….

*روزنامه خراسان، چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394، صفحه 10  (اخبار و گزارش های روزنامه خراسان در اردیبهشت 1329، «یادداشت های مسافرت طبس»).

نوشته‌شده در یادی از گذشته | برچسب‌خورده با , , , , , | بیان دیدگاه

عکس/170

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه، سلّمه الله،در میان جمعی از فقرای مشهد.

جناب آقای حاج علی محمد سلطانپور و جناب آقای دکتر نعمت الله تابنده (نشسته در سمت چپ حضرت آقا).

از بیدختی ها آقایان حاج محمد علی پای بست، حاج محمد هاشمی معمار، حاج حسین بدیعی (دانش)، و … در عکس دیده می شوند.

(از عکس های تلگرام)

حضرت مجذوب علیشاه

حضرت آقای مجذوب علیشاه سلّمه الله در جمع فقرا

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , | بیان دیدگاه