در کوچه های بیدخت

یادی از بیدخت قدیم

عکس/96 16 آوریل 2014

دسته‌بندی شده در: عکس — در کوچه های بیدخت @ 06:37
Tags:

 

بدون شرح139761377017942

 

روز بزرگداشت عطار 14 آوریل 2014

دسته‌بندی شده در: فرهنگی,مناسبت ها — در کوچه های بیدخت @ 02:01
Tags:

 

25 فروردین روز بزرگداشت شیخ فریدالدین عطار نیشابوری گرامی باد

عطار نيشابوري

آرامگاه عطار نیشابوری


………………………………………………………

عطار نيشابوري
خراسان رضوي – مورخ دوشنبه 1393/01/25 شماره انتشار 18661

بهنام/ فريد الدين ابوحامد محمدبن ابوبکر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوري يکي از شعرا و عرفاي نام آور ايران در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري قمري است. عطار در قريه کدکن يا شادياخ از توابع نيشابور به دنيا آمد از دوران کودکي او اطلاعي در دست نيست پدر عطار در شادياخ به شغل عطاري مشغول بود و عطار نيز پس از فوت پدر کار او را دنبال کرد و به طبابت نيز مشغول شد تا اين که انقلاب روحي در وي به وجود آمد و به عرفان روي آورد. دست از کسب و کار کشيد و به خدمت شيخ الشيوخ رکن الدين اکاف که در آن زمان عارف مشهوري بود رفت و توبه کرد و به رياضت و مجاهدت نفس مشغول شد.

سپس قسمتي از عمر خود را به رسم سالکان طريقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراء النهر به مسافرت پرداخت و در اين سفرها با مشايخ و بزرگان زمان خود ديدار کرد. در دوران پيري به سرودن آثار منظوم خود پرداخت. محققان سال وفات وي را ۶۲۷هـ. ق ذکر کردند و در مورد چگونگي مرگ او گفته اند که در هنگام يورش مغولان به شهر نيشابور عطار توسط يک سرباز مغول کشته شد. شيخ بهاء الدين در کتاب معروف خود «کشکول» مي نويسد سرباز مغول ضربه اي با شمشير بر دوش عطار زد، چون خون از زخمش جاري شد شيخ دانست که مرگش نزديک است با خون خود رباعي زير را بر روي ديوار نوشت:

در کوي تو رسم سرفرازي اين است/ مستان تو را کمينه بازي اين است

با اين همه رتبه هيچ نتوانم گفت/ شايد که تو را بنده نوازي اين است

مقبره شيخ عطار در شهر نيشابور قرار دارد و چون در عهد تيموريان مقبره او تخريب شد به فرمان امير عليشيرنوايي وزير سلطان حسين بايقرا مرمت و بازسازي شد. آثار اين عارف و شاعر بزرگ عبارتند از ۱ – ديوان اشعار، مثنويات، الهي نامه، اسرارنامه، مصيبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه ، منطق الطير و چند اثر ديگر.

 

 

سازنده ی ساعت آفتابی مزار سلطانی 13 آوریل 2014

 

دانشمند عارف، عبدالرزاق خان بغايري

نویسندگان: مهران رهبری و حميده ثقفی

سرتيپ مهندس عبدالرزاق خان بغايري، پدر علم جغرافياي نوين ايران، در 14 ارديبهشت 1248 خورشيدي در اصفهان به دنيا آمد. در سال 1265 وارد مدرسه دارالفنون شد و بر خلاف خواست پدرش كه تحصيل طب بود، به مهندسي روي آورد و مدت شش سال نزد استادان بزرگي چون عبدالغفار خان نجم الدوله و ميرزا محمود خان نجم الملك تحصيل علم كرد. از سال 1273 خورشيدي همراه با استاد خود، نجم الملك، در خدمت حيدرقلي خان نهاوندي، استاد فلسفه، در مدرسه سپهسالار به تحصيل حكمت پرداخت و كتاب گوهر مراد لاهيجي و منظومه حاج ملا هادي سبزواري را نزد او فراگرفت. توانمندي مهندس بغايري در رياضيات و علومي چون هندسه، هيئت و جغرافيا و تعلق خاطر وي به ايران، او را به طرف نقشه كشي سوق داد.

بغايري تهيه نقشه ايران را كه در سال 1269 خورشيدي آغاز كرده بود سرانجام در سال 1277 به پايان رساند و آن را در مقياس 1:1400000 و در هفتصد نسخه چاپ كرد.

مهندس بغايري ساخت كره هاي جغرافيائي و سماوي در اندازه هاي مختلف را از جواني آغاز كرد و در سال 1273 يك كره جغرافيائي بزرگ به ناصرالدين شاه قاجار و در سال 1275 كره جغرافيائي ديگري به مظفرالدين شاه اهدا كرد. بغايري همچنين بر حسب ارادتي كه در طريقت به بزرگان سلسله نعمت اللهي گنابادي داشت،يك كره جغرافيائي نيز به مرحوم حاج ملا علي بيدختي، نورعليشاه ثاني، قطب وقت سلسله، تقديم كرد كه بعدها در حمله سالار خان بلوچ، از اشرار منطقه، به منزل ايشان در بيدخت گناباد، از بين رفت.

مهندس بغايري چند ساعت آفتابي نيز ساخت كه كه يكي از آنها هم اكنون در موزه ملك تهران نگهداري مي شود. اين ساعت آفتابي براي عرض جغرافيائي تهران ساخته شده است. ابعاد سنگ پايه ي آن 7×50×50 سانتي متر و قطر دايره ي صفحه اصلي آن 40 سانتي متر است. و در آن از سه دايره ي هم مركز براي مشخص كردن تقسيمات ساعت استفاده شده است. جهت قبله نيز روي صفحه ي ساعت مشخص شده و دقت محاسبات و درجه بندي آن بسيار بالاست و خطاي آن كمتر از يك درجه است.

يكي ديگر از ساعت هاي آفتابي ساخته ي مرحوم بغايري ساعتي است كه خود او به سبب علاقه و محبت قلبي اش، به مجموعه مزار سلطاني بيدخت گناباد اهدا كرده است. اين ساعت در سمت غربي صحن بالا نصب گرديده است.

مرحوم بغايري كتاب هاي مختلفي نيز نگارش كرده است كه برخي نسخه هاي خطي آن در كتابخانه آيت الله مرعشي نگهداري مي شود. وي شماري از كتاب هاي خود از جمله معرفت القبله، ما مهندس داريم، و تمدن الاسلام را نيز به كتابخانه مزار سلطاني بيدخت اهدا كرده است.

مهندس بغايري با همه ي مجاهدت هاي علمي اش در مقام يك دانشمند، هرگز از سلوك معنوي غافل نبود. در سال 1273 خورشيدي به دست مرحوم آقاي حاج شيخ عبدالله حايري (رحمت عليشاه)، از مشايخ سلسله نعمت اللهي پا در سلوك راه عرفان نهاد و تا پايان عمر در ارادت به بزرگان سلسله نعمت اللهي گنابادي ثابت قدم ماند و آنان نيز همواره وي را مورد عنايت خويش قرار مي دادند چنانكه مرحوم آقاي حاج سلطانحسين تابنده گنابادي رضا عليشاه، قطب وقت سلسله نعمت اللهي، از وي اين گونه ياد مي كند: «جناب سرتيپ مهندس عبدالرزاق بغايري از بزرگترين مهندسان جهان و مايه افتخار دانشمندان ايران مي باشد.» آقاي حاج دكتر نورعلي تابنده مجذوب عليشاه، قطب فعلي سلسله نعمت اللهي گنابادي، نيز از وي به عنوان يكي از رجال علمي و سياسي مملكت و از فقراي بسيار با ارزش ياد كرده و مي فرمايد: «يكي از فوايد اشتغال من در وزارت امور خارجه اين بود كه هفته اي يا دو هفته اي يك بار به دفتر مرحوم سرتيپ عبدالرزاق خان بغايري مي رفتم و از تجربيات او استفاده مي كردم ….. او هر بار كه مأموريت داشت به سيستان و بلوچستان برود، ابتدا به بيدخت مي آمد، حضرت آقاي صالح عليشاه، قطب وقت سلسله را زيارت مي كرد و مي رفت.»

مهندس بغايري در سال 1283 شمسي با دختر ميرزا محمد حسين فروغي (ذكاءالملك اول) ازدواج كرد و سرانجام در 19 ارديبهشت 1332 ديده از جهان فرو بست.

تلخیص و برگرفته از: ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت، شماره 96، فروردین 1393، صفحه 47.

 

یاد یاران 11 آوریل 2014

آقای سلطان ابراهیم بقائی بیدختی،  فرزند مرحوم علی اصغر، که دانش آموخته ی دبستان جامی بیدخت گناباد بود و در دهه های 1320 و 1330 خورشیدی در همین دبستان تدریس می کرد، روز شنبه شانزدهم فرودین 1393 در مشهد مقدس به رحمت ایزدی پیوست. روحش شاد؛ یادش گرامی.

یکی از دوستان می گفت: «در سال های دهه 1330 که در دبستان جامی تحصیل می کردم، آقای بقائی معلم کلاس ششم بودند. آقای بقائی در منزل قدیم حضرت آقای صالح علیشاه، در بیدختِ پائین سکونت داشتند . این منزل  مقابل منزل حضرت آقای نورعلیشاه (که الان به خانواده ی مرحوم حاج حسن آقا خواجه تعلق دارد) واقع بود و در سال های بعد از انقلاب توسط شهرداری تخریب شد. در آن سال ها تعداد رادیو در بیدخت انگشت شمار بود. در عالم همسایگی، هر از گاهی پدر و مادرم به چراغون (شب نشینی) آقای بقائی می رفتند. من هم همراهشان بودم. شنیدن صدای رادیو برایم تعجب انگیز بود. همه اش با خود می گفتم چطور می شود که یک آدم بزرگ داخل چنین جعبه ای کوچک قرار گیرد و حرف بزند و ما او را نبینیم. یادم هست اولین باری که رادیو را در منزل آقای بقائی دیدم، کنار تاقچه ای که رادیو روی آن قرار داشت  ایستادم و مدتی بدون آنکه کسی متوجه حرکاتم بشود به پشت رادیو خیره شدم تا شاید کسی را که حرف می زد یا آواز می خواند ببینم. خداوند آقای بقائی را بیامرزد.»

انشاءالله همسر محترمه ی زنده یاد بقائی و دیگر بازماندگان آن مرحوم  مراتب تسلیت و همدردی ما را خواهند پذیرفت.

 

 

زنده یاد  سلطان ابراهیم بقائی بیدختی

زنده یاد سلطان ابراهیم بقائی بیدختی

 

عکس/95 10 آوریل 2014

اِلِمان نوروزی برگزیده ی بنگاه خبر پراکنی بیدخت (بیدخت1)، نوروز 1393

با سپاس از شهرداری محترم بیدخت

نوروز 93

نوروز 93

 

 

عکس/94 8 آوریل 2014

دسته‌بندی شده در: عکس — در کوچه های بیدخت @ 23:52
Tags: , , ,

  حضرت آقای صالح علیشاه و جمعی از فقرا

زمان: اواخر دهه 1320 خورشیدی

مکان: مزار سلطانی بیدخت، گناباد

حضرت آقای صالح علیشاه، مزار سلطانی بیدخت

حضرت آقای صالح علیشاه، مزار سلطانی بیدخت

 

عکس/93 7 آوریل 2014

دسته‌بندی شده در: بدون موضوع — در کوچه های بیدخت @ 23:58
Tags: , ,

بدون شرح

مزار سلطانی بیدخت

مزار سلطانی بیدخت

 

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.