محرّم

تصویر | منتشرشده در بدست | بیان دیدگاه

برگي از يك كتاب/40

بخشي از مقدمه ي كتاب سرمست شهادت

… از تلاقي دو طيف مختلف در تاريخ بشر، يعني حيات پر ثمره ي حسين عليه السلام همراه با حركت طيّبه ي او و كمال اعلاي راه حسينيان از يك سو، و قعر پستي هاي اهداف يزيد، زوال انسانيت و نابودي فرهنگ و اخلاق يزيديان از سوي ديگر، اخلاقي بس عميق حاصل شده است كه اين تفاوت در ادامه ي طول تاريخ به همانگونه باقي مانده است و همچنان نيز باقي خواهد ماند. گويي اگر حركت بيعت اجباري يزيد از حسين بن علي (ع) صورت نمي گرفت، دور فلك نمي توانست مرزِ احياي فداكاري يك انسان، معناي عشق حقيقي به پروردگار عالميان، و درك صحيح از غيرت و پايداري را در راه مقدّس مقصود هستي به اثبات برساند؛ و جامعه ي بشري نيز در حدّ كمال خود فاقد اين توانايي بود كه از طريق كلام متكلّمين، بيان راويان احاديث، هنر نقّاشان، صداقت عزاداران، تلاش تعزيه داران و شبيه خوانان، همّت نقالان و پرده داران و همچنين از طريق جلوه هاي اشعار و نمايش هاي قهوه خانه اي، انسان هاي پس از خود را از رمز و راز اين سرگذشتِ حيرت آور آگاه نمايد؛ و عارفان اهل الله و سالكين الي الله نيز چنين ارزش هاي والاي انساني را در اين واقعه، نمونه و الگوي طريقت خويش قرار نمي دادند.

راه ضدّ بشري يزيد، حدّ اعلاي بي رحمي، وقاحت و نامردمي بودن را در اين حادثه ي شگفت انگيز به منصه ي ظهور رسانيد و ضربه اي مرگ آور بر وجدان هاي پاكِ انسان هاي آزاده فرود آورد؛ آنگونه كه استاد معرفت، شيخ الاكبر محي الدين ابن عربي، در باور خود نسبت به مولي الثّقلين چنين مي گويد: «حسين صلوات الله عليه مظهر ذات مقدّس تعالي شأنه و مرآتِ جهان نماي حق است؛ هم در مقام جمع و هم در مقام فرق؛ و داراي مرتبه ي وحدت وجودي و كثرت شهودي است.» …

………………………………………………

سرمست شهادت، شرحي معنوي بر زندگي و حركت حسين بن علي عليه السلام، نوشته ي: فريدون مقدم، قم، مطبوعات ديني، 1391، صفحه 13.

نوشته‌شده در کتاب | برچسب‌خورده با , , , | بیان دیدگاه

یادی از گذشته/4

محرم در بیدخت (2)

     روضه خوانی ده روز اول محرم الحرام در بیدخت گناباداز شب اول این ماه شروع می شد. این مراسم شب ها در مسجد جامع و روزها در دو نوبت صبح و عصر در مزار سلطانی – که در بیدخت به سر مزار مشهور است – برگزار می گردید. بسته به سردی و گرمی هوا، محل برگزاری آن هم در مسجد جامع و هم در سر مزار تغییر می یافت. بدین معنی که در فصل گرما، شب ها در صحن مسجد و روزها در زیر چادر بزرگی در ضلع غربی بقعه مزار سلطانی  و در فصل سرما، شب ها در داخل شبستان مسجد و روزها در تکیه یا حسینیه سر مزار برگزار می شد. جایگاه زنان و مردان از هم جدا بود. جایگاه زنان در شبستان مسجد و در تکیه سر مزار به همین گونه ای بود که اکنون وجود دارد با این تفاوت که ارتفاع پرده ی حایل زیاد بلند نبود و زنان هم منبر و هم مراسم سینه زنی و زنجیر زنی را می توانستند ببینند. در تابستان، زنان در پشت بام شبستان مسجد جای گرفته و به صحن مسجد و برگزاری همه ی مراسم روضه خوانی اشراف کامل داشتند. در سرمزار، تقریباً دو سوم فضای زیر چادر(سمت شمال) به مردان و یک سوم آن( سمت جنوب) به زنان اختصاص داده می شد. قسمت های مردانه و زنانه با گذارده شدن الواری در زیر زیلوها از هم جدا می شد. در قسمت مردان، به اندازه بیست – سی متر مربع از کنار دیوار بقعه به عنوان فضای داخلی مجلس، خالی نگهداشته می شد. در دو ضلع شرقی و جنوبی این فضای خالی، مردان فقط در یک ردیف می نشستند؛ اما در دو ضلع شمالی و غربی، بعد از آنکه ریش سفیدها ردیف اول را پر می کردند، بقیه مردان پشت سر آنان می نشستند. منبر در زاویه ی جنوب غربی فضای خالی مجلس و رو به قسمت مردان قرار می گرفت. در ضلع غربی مجلس، حضرت آقای صالح علیشاه جلوس می فرمودند. دیگر اعیان بیدخت و مهمانان احتمالی غیر بیدختی هم در دو طرف ایشان قرار می گرفتند. ردیف مردانه ی ضلع جنوبی مجلس به وعاظ و پامنبری ها اختصاص داشت. و پامنبری ها در واقع گروه همسُرایی بودند که با نوحه خوان ها همکاری داشته وترجیع های نوحه ها را تکرار می کردند.

……………………….

     *تصویر پیوست این مطلب مربوط به محرم نیست اما تشکیل مجالس سوگواری در فصل گرما به همین گونه بود. در این عکس حضرت آقای صالح علیشاه حضور دارند. در سمت راست ایشان جناب آقای رضاعلیشاه و حاج آقای سلطانپور و در سمت چپ حضرت آقا به ترتیب آقایان دکتر سعادتی، علی اشرف قانعی، یدالله تابان( و فرزندشان، نعمت الله)، …، …، محمدموٌیدی،محمد رضا کاظمی،علی محمدی( محنعلی ابراهیم پوتی)، …، محمد رضا مؤیدی، حاج شیخ محمد رضا کاظمی، کربلائی حسین امانیان( کلب حسین کلب اسدالله) دیده می شوند.

    ادامه دارد.

نوشته‌شده در فرهنگی, یادی از گذشته, دینی, عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , , , , | بیان دیدگاه

یادی از گذشته/3

محرم در بیدخت (1)

مزار سلطاني بيدخت

نماي شمالي مزار سلطاني بيدخت و چادر مخصوص برگزاري مراسم عزاداري دهه اول محرم

 

       در دهه ی 1330 خورشیدی و سال های بعد از آن که به خاطر می آورم، از چند روز به محرم مانده،  جوانان بیدخت به فکر تهیه ی زنجیر و پیراهن مشکی یا بیرون آوردن آن از داخل صندوق ها و پستوخانه های خود می افتادند. نوحه خوان ها و سردسته های هیئت زنجیر زنی هم دفترچه های حاوی نوحه ها را دم دست گذارده و گهگاه پیش خود تمرین می کردند. جمعی از خواهران به نظافت مسجد جامع و گردگیری در و دیوار آن می پرداختند. در حسینیه مزار سلطانی هم به همین منوال عمل می شد؛ با این تفاوت که اگر فصل تابستان و به بیان دیگر هوا گرم بود، چادر بزرگی که مخصوص این ایام تدارک دیده شده بود، در ضلع غربی بقعه برپا داشته می شد تا مراسم عزاداری سالار شهیدان(ع) در زیر آن برگزار شود. عَلَم ها و چوب های آن از انباری بیرون آورده می شد. علاوه بر علم های معمولی رنگارنگ، دو علم بزرگ هم وجود داشت. هر کدام از این دو علم متشکل بود از ساقه ی بلند یک درخت و تعدادی دستمال با رنگ ها و طرح های متنوع که به انتهای آن بسته می شد. این علم ها بسیار سنگین بود و حمل آن از جوانان قدرتمند ساخته بود. یکی از این دو علم  مخصوص آقای حاج عبدالولی امینی بود. از سوی دیگر، شادروان حاج محمد ولی غنی زاده به تدارک تزئینات لازم برای بستن نخل می پرداخت. مرحومه مادر آقایان حاج علی محمد و هادی هاشمی هم در صدد تزئین حجله گاه حضرت قاسم(ع) بر می آمد. آقای اسماعیل اسماعیلی، فرزند مرحوم مسلم، نیز گهواره ی حضرت علی اصغر(غ) را آماده می کرد.

    ادامه دارد.

نوشته‌شده در یادی از گذشته, عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , , | بیان دیدگاه

آلبوم عکس روحانیون درگذشته ی بیدخت

در ایام سوگواری حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام، یاد روحانیون محترم بیدخت که به رحمت خدا رفته اند گرامی باد.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , | بیان دیدگاه

برگی از یک کتاب/39

برگی از کتاب ظهورِالعشقِ الاَعلی

… حسین بن علی علیه السلام که ظهورالعشق الاعلی به او لقب داده اند؛ یعنی کسی که ظهور اعلای عشق بود، دارای مرتبه ی کمال احسان بود و این زیبایی را دید و عاشق شد. هم دارای کمال حُسن بود، چون به مرتبه ی عالی احسان رسیده بود؛ و هم ظهور اعلای عشق شد. با همین حسن بود که عده ای را نیز عاشق خویش کرد و با خودش به معرکه ی عشق برد و در این معرکه به شهادت رسیدند.

عشق از اول سرکش و خونی بوَد     تا گریزد آنکه بیرونی بود

آری عشق و حُبّ جمال به دنبال خود خونریزی دارد و کسی که عاشق می شود از خونریزی نمی هراسد. خوشا به سعادت کسانی که عاشق او می شوند؛ عاشق معبود و محبوب می شوند؛ همان طوری که حسین بن علی (ع) و یاران او شدند و به کمال مطلق رسیدند. که در این صورت است که خداوند در حدیث قدسی می فرماید: «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی و … کسی که مرا طلب کند، مرا در می یابد؛ کسی که دریافت مرا، من را می شناسد؛ کسی که شناخت مرا، عاشق من می شود؛ کسی هم که عاشق من شد، من هم عاشق او می شوم؛ وقتی که عاشق او شدم، عاشق خود را می کشم؛ و برای کشته ی خودم دیه و خونبهایی قائل هستم. آن دیه و خونبها چیست؟ خود من هستم.»

ببینید مقام عاشق چه مقامی است که خداوند متعال خود را خونبها و دیه ی آن قرار می دهد. برای همین است که در زیارتنامه ای که در روز عاشورا می خوانیم، یکی از سلام هایی که خطاب به ابی عبدالله الحسین (ع) عرض می کنیم این است: السّلامُ عَلَیک یا ثارَاللهِ وَابن ثارِه یعنی سلام بر تو؛ ای کسی که خونبهای تو خداست. حسین (ع) لقب «ثارالله» یافت چون سیّدالعاشقین و لذا سیّدالشّهداء بود. …

………………………………………………………………

ظهورالعشق الاعلی، سخنرانی [حضرت آقای] حاج علی تابنده محبوب علیشاه، سحر عاشورای 1416 قمری، تهران، انتشارات حقیقت، 1374، صفحه 23.

نوشته‌شده در کتاب | برچسب‌خورده با , , , | بیان دیدگاه

عَلَم متبرّك گنبد حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام

علم سابق گنبد حضرت امام حسين عليه السلام

علم سابق گنبد حضرت امام حسين عليه السلام

     در سال 1355 خورشیدی حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی(رضا علیشاه) رحمت الله عليه برای زیارت عتبات عالیات و اماکن مقدسۀ عراق به این کشور مسافرت کردند. این سفر با یک دستگاه مینی بوس انجام گرفت. جمعی از فقرای بیدختی هم افتخار حضور داشتند. در این سفر تولیت محترم آستان مقدس حضرت امام حسین علیه السلام عَلَم( پرچم) سرخ گنبد حضرت سید الشهدا(ع) را به حضرت آقای رضا علیشاه اهدا کردند. معظم له نیز آن را به هیئت عزاداران حسینی بیدخت اهدا و بر حاشیۀ سیاهی که به آن افزوده شد، مرقوم فرمودند:

                          هو

                        121

باَبی اَنتَ وَ اُمّی یا حُسین بن علی سِبط رسول الله

عَلَم( پرچم) متبرک روی گنبد حضرت سید الشهدا(ع) که کلید دار محترم آنجا در ربیع الثانی 1397 به فقیر سلطانحسین تابنده اهدا فرموده و فقیر هم برای تیمّن و تبرّک به هیئت عزاداران حسینی بیدخت تقدیم نمودم و مخصوص هیئت عزاداران بیدخت است.

    (عکس از: بیدخت فریاد)

نوشته‌شده در تاریخی, عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , | بیان دیدگاه

عکس/138

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه سلّمه الله

جناب آقای سید مرتضی محجوبی (رشید علی) حفظه الله

حضرت آقای مجذوب علیشاه و جناب آقای رشید علی

حضرت آقای مجذوب علیشاه و جناب آقای رشید علی

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , | بیان دیدگاه